خرید بک لینک

باز
به سال های سکته آور خنج می زنم
باز می روم کنج اتاق
هی رو به دفتر خاطر ها قدم می زنم ...
هنوز یادم نرفته است :
آن همه حرف ها و حدیث بی معنا
آن همه تو که بی جواب می مانی ...

من بارها از ترس ترکه ی
الفبای عشق
بر پوست تاریک شب تو را نوشتم
بارها پنجه بر دیوار بلند کشیدم و
یکنفر نبود
که دست خط_ نا نوشته ی مرا بخواند !
خب معلوم است
که حالا از تمام تو می گریزم ...

هفتم مهر ماه !
تولد تاریک ناگزیر !
مگر چه وقت زاده شده ام
که آسمانم
پر از ستاره های دنباله دار مرا صدا می زند !؟

مهرداد اکبری

برچسب: نویسنده: متین کاشفی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 9:11

صفحه بندی