عدد، زیان پنهان نظم عدد؛ زبان پنهانِ نظمبرای انسان امروز، عدد یعنی مقدار.سه سیب…ده سال…صد کیلومتر.عدد برای ما وسیلهای است برای شمردن.اما در بسیاری از سنتهای باطنیِ قدیم، عدد فقط برای شمردن نبود.عدد، نسبت بود و نسبت، یعنی رابطه.یک در برابر دو…سه در برابر چهار.دایره و مرکز…بخش و کل.برای همین، عدد میتوانست چیزی دربارهی ساختار نشان دهد، نه فقط دربارهی مقدار.در سنتهای عرفانی و باطنی، وقتی عدد به حرف پیوند میخورد، مسئله پیچیدهتر میشد.هر حرف میتوانست ارزش عددی داشته باشد؛و از ترکیب حروف،
برچسب:
نویسنده: متین کاشفی
فلج روانی_با خودتان مهربان باشید این روزها فلج روانی؛یعنی.. وقتی روان ما بعد از بحران دیگر نمیخواهد حرکت کند ..در میان مردم شدیداً رواج دارد.نیاز دیدم به عنوان دوست این مطلب را بنویسم تا شاید کمکی باشد برای حال های پریشان ما.گاهی بحران تمام میشود..یا بدتر ..به حالت معلق در می آید، اما انسان هنوز از آن بیرون نیامده است.اتفاق تمام شده، انتظار اتفاق بعدی در گوشه خیالمان نشسته….آدمها رفتهاند، خطر برای در زمان حاضر گذشته، اما درون شما هنوز در همان لحظه ایستاده است.نه حوصله دارید، نه انگیزهای
برچسب:
نویسنده: متین کاشفی
و ... قصه : (( مسولین : مرسی که هستید .. ))
... به نون بربری گرفتم نشستم توی ماشین. داغ بود و تازه، هوس کردم تو راه نصفشو خوردم.پشت چراغ قرمز ســرچهارراه، یه گدای سمج بود که تا از رانندهها پول نمیگرفت دست از سرشون برنمیداشت....به من که رسید موی سفید و نون نصفه-نیمه رو که تو دستم دید، گفت تو بازنشستهای نمیخواد پول بدی!بعد چندتا هزار تومنی گرفت جلوم و گفت برو یه بسته پنیر کوچولو بگیر با نونت بخور. با ناراحتی گفتم نکنه فکر کردی منم مثل تو گدام؟! گفت گدا پدرته بدبخت!الان گدا نیستی، ولی مطمئن باش
برچسب:
نویسنده: متین کاشفی
ناآگاهی اجتماعی خشم مردم را از ریشه جدا میکند و به سمت هدفهای اشتباه میفرستد. جامعهای که در تحلیل سازوکار قدرت و منشأ بحرانها ضعیف باشد ، به جای دیدن ساختار، به چهرهی نزدیک حمله میکند. همسایه، مهاجر، زن، اقلیت، کارگر، روشنفکر همه تبدیل میشوند به «دشمن فوری» چون فهمیدن دشمن واقعی سختتر است.در چنین وضعیتی، مردم ناخواسته همان نظمی را تقویت میکنند که زندگیشان را فرسوده کرده. سیاستهایی را تأیید میکنند که علیه خودشان است، قوانینی را میپذیرند که آزادیشان را محدود میکند، و وضع موجود را «
برچسب:
نویسنده: متین کاشفی
بعضی آدم ها، با یک تلنگر فرو می ریزند! بعضی آدمها، با یک تلنگر فرو میریزند…و ما عجولانه قضاوت میکنیم.میگوییم:«چقدر زودرنج شده…»«تحملش کم شده…»«برای یک مسئله کوچک این همه عصبانیت؟»اما شاید آخرین تلنگر، اصلاً مقصر نبوده است.هیچ دیواری، با آخرین ضربه خراب نمیشود.دیوار، سالها پیش شروع کار به فرو ریختن کرده است.باران، آرامآرام ملاتش را شسته…رطوبت، آجرهایش را سست کرده…ترکها، یکییکی در سکوت متولد شدهاند.آخرین ضربه فقط لحظهای است که همه، فرو ریختن را میبینند.انسان نیز همینگونه است.آن مر
برچسب:
نویسنده: متین کاشفی
چرا انسان همیشه میل بازگشت دارد؟ چرا انسان همیشه میل بازگشت دارد؟در «اودیسه»، یکی از نیرومندترین کششهای انسانی، میل به بازگشت به خانه است.اودیسئوس سالها سرگردان است، اما در تمام این سالها یک چیز او را به حرکت وامیدارد:بازگشت.در زبان یونانی، «نوستوس» به معنای بازگشت به خانه است و «آلگوس» به معنای درد.ترکیب این دو، بعدها واژهای را به وجود آورد که امروز آن را نوستالژی مینامیم؛ دردی که از دوری از خانه، گذشته یا چیزی که زمانی به ما تعلق داشته، به وجود میآید.اما شاید در آگاه شدن، خانه همیشه
برچسب:
نویسنده: متین کاشفی
چرا نباید به بعضی آدمها و بعضی مکانها برگردید؟همهی رفتنها برای این نیست که روزی دوباره برگردید.بعضی آدمها را باید برای همیشه پشت سر بگذارید؛ نه از روی کینه، نه به این دلیل که آنها الزاماً آدمهای بدی هستند، بلکه چون حضور دوبارهی آنها در زندگی شما، شما را به جایی از خودتان برمیگرداند که برای بیرون آمدنش هزینهی زیادی دادهاید.بعضی رابطهها تمام نشدهاند؛ شما از آنها عبور کردهاید.این دو با هم فرق دارند.گاهی فکر میکنید دلتان برای یک انسان تنگ شده، اما اگر دقیقتر نگاه کنید، میبینید دلتا
برچسب:
نویسنده: متین کاشفی
گاهی دیگر نباید چیزی را ثابت کنید؛_همین! گاهی دیگر نباید چیزی را ثابت کنید…یک جایی از زندگی میرسید که دیگر برای هر حرفی شرح نمیدهید.نه به این دلیل که جوابی ندارید؛به این دلیل که فهمیدهاید هر حقیقتی ارزش جنگیدن برای اثبات شدن ندارد.وقتی کسی تصمیم گرفته شما را آنطور که میخواهد ببیند،تبیین بیشتر فقط خستگیِ شما را بیشتر میکند.بعضی آدمها حقیقت را نمیشنوند، چون نمیخواهند بشنوند.نه از کمبود دلیل؛از زیادیِ وابستگی به تصویری که از شما ساختهاند و اینجاست که سکوت، شکل دیگری از آگاهی میشود.وق
برچسب:
نویسنده: متین کاشفی
چه چیزی باید در انسان بمیرد تا زمان گرد شود؟ چه چیزی باید در انسان بمیرد تا زمان گرد شود؟تا وقتی «منِ دیروز» هنوز در شما زنده است،زمان برایتان خط است.دیروز چیزی است که از آن آمدهاید،در زمان حاضر چیزی است که باید تحملش کنید، و روز بعد چیزی است که باید به آن برسید.اما در آگاهی، یک اتفاق عجیب رخ میدهد:آگاه کمکم متوجه میشود که آنچه او «گذشته» مینامد، اغلب خودِ گذشته نیست؛بلکه روایتی است که هنوز در ذهن او زنده مانده است.کسی به شما ظلم کرده و سالهاست رفته،اما شما هنوز هر روز او را با خودتان
برچسب:
نویسنده: متین کاشفی
شعور و دیتا؛ آیا جهان چیزی را به خاطر میسپارد؟ما معمولاً «داده» را چیزی میدانیم که انسان تولید میکند.یک عدد…یک تصویر…یک صدا…یک خاطره…یک فایل.اما اگر کمی عمیقتر نگاه کنیم، پرسش عجیبتری شکل میگیرد:آیا شرحات فقط چیزی است که ما تولید میکنیم، یا خودِ جهان نیز سراسر با دادهها و رابطهها ساخته و توصیف میشود؟هر اتفاقی که در جهان رخ میدهد، اثری از خود بر جای میگذارد.یک ستاره متولد میشود.عنصری در دل آن ساخته میشود.ستاره میمیرد.ماده در جهان پخش میشود.سیارهای شکل میگیرد.حیات به وجود میآی
برچسب:
نویسنده: متین کاشفی
آدم امن_اینجا لازم نیست از خودت دفاع کنی آدم امن کسی نیست که همیشه حرف درست را بزند، همیشه آرام باشد یا هیچوقت عصبانی نشود.آدم امن کسی است که دیگران مجبور نیستند در حضورش نقش بازی کنند.میتوانند بگویند «نمیدانم».میتوانند اشتباه کنند.میتوانند نظر متفاوتی داشته باشند.میتوانند «نه» بگویند، بدون اینکه از دست دادن رابطه را بترسند.آدم امن راز دیگران را سلاح نمیکند.نقطهضعف کسی را در لحظهی خشم به صورتش نمیکوبد.از سکوت دیگری برای تنبیه استفاده نمیکند.محبت را تبدیل به معامله نمیکند و اعتماد
برچسب:
نویسنده: متین کاشفی
اسم شما فقط یک اسم نیست اسم شما فقط یک اسم نیست…در سنتهای باطنیِ جهان، گاهی حروف را چیزی فراتر از علامتهایی برای نوشتن میدانستند.حرف، برای بعضی اهل معنا، صورتِ ظاهرِ یک معنا بود و از همینجا «علم حروف» شکل گرفت؛ دانشی که در آن برای حروف، ترکیبها و نسبتهای میان آنها، معناها و رمزهایی در نظر گرفته میشد.اما عجیبترین بخش ماجرا، خودِ «اسم» بود.قدیمیها به این پرسش فکر میکردند:وقتی چیزی را نامگذاری میکنید، آیا فقط یک کلمه به آن دادهاید، یا نوعی نسبت میان خودتان و آن چیز ساختهاید؟در عر
برچسب:
نویسنده: متین کاشفی
برچسب:
نویسنده: متین کاشفی
برچسب:
نویسنده: متین کاشفی
برچسب:
نویسنده: متین کاشفی