
عشق،انقلاب و اختراع در طبقه متو سط !.طبقه متوسط جامعه......تاج سر و موتور جامعه...عشق و احساس را فقط در طبقه متوسط می بینیدعلم.ادب.هنر.موسیقی و شعر همه ارجلوه های طبقه متوسطه است.هر تغیر سیاسی و هر نوع پرسش گری و قیام برای واژگونی استبدادها توسط طبقه متوسط انجام می گیرد.همه مخترعین و مکتشفین و نام اوران تاریخ از طبقه متوسط بوده اند.حزن خنده .غم و اندوه.بیشتر در طبقه متوسط دیده می شود.رفاقت و دوستی های پایدارو عشق به تربیت قرزند در طبقه متوسط به وفور دیده می شود.هر ا ن چه خلاف و خیانت و رشد صفات ناپسند در انسان هاست توسط اعمال طبقه متوسط ایجاد می شود.و از سوی دیگر طبقه متوسط اموزگار صفات خوب انسانی است... مانند مادر و پدر فداکار.همسر زحمتکش ... عاشق واقعی .....ازمفاهیم و مشخصه های طبقه مت...
ادامه مطلب
میدان انقلاب بود، خرداد بود، همان روزی'>روزی که آب توی لولهها میجوشید. هُرم گرما به صورت میخورد و عرق از چین پیشانی میسُرید. همان روزی که توی تاکسی نشسته بودیم و به سمت ترمینال جنوب میرفتیم. همان روزی که بوی پارچهی صندلی میداد، بوی عطر تیرُز و عرق و دلتنگی. همان روزی که مریم حیدر زاده در تمام نوارهای کاست بود. حتی در ضبط تاکسی که رنگ دکمههایش رفته بود. میدان انقلاب بود، غروب بود و همه چیز در هوا معلق بود؛ بوی خوش کاغذ کاهی پیچیده دور ساندویچ، بوی تند روغن سوختهی مانده در ظرف سمبوسه، بوی دلشورهآور پوستری پاره که رویش نوشته بود: اندکی صبر سحر نزدیک است. میدان انقلاب بود. دلهره بود و ترس. روزی که آن نوجوان پانزده ساله با دهان باز و چشمهای بسته توی سرم کوبید. همان روزی که سرخی خون روی چوب خیزر...
ادامه مطلب