خرید بک لینک

چه چیزی باید در انسان بمیرد تا زمان گرد شود؟

چه چیزی باید در انسان بمیرد تا زمان گرد شود؟

چه چیزی باید در انسان بمیرد تا زمان گرد شود؟

تا وقتی «منِ دیروز» هنوز در شما زنده است،زمان برایتان خط است.
دیروز چیزی است که از آن آمده‌اید،
در زمان حاضر چیزی است که باید تحملش کنید، و روز بعد چیزی است که باید به آن برسید.
اما در آگاهی، یک اتفاق عجیب رخ می‌دهد:آگاه کم‌کم متوجه می‌شود که آنچه او «گذشته» می‌نامد، اغلب خودِ گذشته نیست؛بلکه روایتی است که هنوز در ذهن او زنده مانده است.
کسی به شما ظلم کرده و سال‌هاست رفته،اما شما هنوز هر روز او را با خودتان حمل می‌کنید.
اتفاق تمام شده،اما «منِ آسیب‌دیده» هنوز زنده است.
رابطه تمام شده،اما «منِ رهاشده» هنوز زنده است.
شکست گذشته،اما «منِ شکست‌خورده» هنوز تصمیم‌های در زمان حاضرتان را می‌گیرد.
اینجاست که باید چیزی بمیرد.
نه تو….بلکه هویتی که از گذشته ساخته‌اید.
این همان جایی است که زمان ابتدا می‌کند به گرد شدن.
چون وقتی هویت گذشته فرو می‌ریزد، گذشته دیگر پشت سر شما نمی‌ایستد.
تبدیل می‌شود به تجربه…نه زندان و آینده نیز دیگر چیزی نیست که باید با اضطراب به آن برسید.
تبدیل می‌شود به فرصت…نه تهدید.
در این نقطه، «اکنون» بزرگ‌تر می‌شود.
نه به این معنا که ساعت متوقف شده؛
بلکه به این معنا که ذهن دیگر مجبور نیست دائماً میان «آنچه بودم» و «آنچه باید بشوم» رفت‌وآمد کند و اینجاست که یک حقیقت تلخ آشکار می‌شود:
بیشتر انسان‌ها از خودِ زمان رنج نمی‌برند؛از هویتی رنج می‌برند که در زمان ساخته‌اند.
سال‌ها می‌گذرند،اما انسان همان خشم را حمل می‌کند.
آدم‌ها عوض می‌شوند،اما او همان تصویر قدیمی را از خودش نگه می‌دارد.
زندگی جلو می‌رود،اما او هنوز در یک اتاق قدیمی از گذشته زندگی می‌کند.
آگاهی یعنی شکستن این زندان.
یعنی بفهمید:من آن کسی نیستم که با من اتفاق افتاده است.
من آن زخمی نیستم که بر من مانده است.
من حتی داستانی که درباره خودم ساخته‌ام هم نیستم.
وقتی این «منِ ساخته‌شده» شروع کار به فرو ریختن می‌کند،زمان هم معنای دیگری پیدا می‌کند.
دیگر گذشته شما را نمی‌کِشد.
آینده شما را نگران نمی‌دهد و شما برای اولین بار،نه در گذشته‌اید،نه در آینده‌؛
بلکه در مرکز و حال ایستاده‌اید.
شاید «گرد کردن زمان» در آگاهی دقیقاً همین باشد:بازگشت از حاشیه‌های زمان
به مرکز وجود.
جایی که گذشته دیده می‌شود،آینده توانایی پیدا می‌کند،اما هیچ‌کدام دیگر صاحب شما نیستند و شاید بیداری از همین‌جا آغاز شود:وقتی بفهمید برای آزاد شدن از گذشته،لازم نیست گذشته را تغییر بدهید.
باید کسی را که هنوز در گذشته زندگی می‌کند، رها کنید.

برچسب: نویسنده: متین کاشفی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 4:02

صفحه بندی