چرا انسان همیشه میل بازگشت دارد؟
در «اودیسه»، یکی از نیرومندترین کششهای انسانی، میل به بازگشت به خانه است.
اودیسئوس سالها سرگردان است، اما در تمام این سالها یک چیز او را به حرکت وامیدارد:بازگشت.
در زبان یونانی، «نوستوس» به معنای بازگشت به خانه است و «آلگوس» به معنای درد.
ترکیب این دو، بعدها واژهای را به وجود آورد که امروز آن را نوستالژی مینامیم؛ دردی که از دوری از خانه، گذشته یا چیزی که زمانی به ما تعلق داشته، به وجود میآید.
اما شاید در آگاه شدن، خانه همیشه یک مکان نیست.
گاهی انسان تمام عمر در جستوجوی چیزی است که حتی نمیداند چیست.
به شهری برمیگردد…به آدمی…به خاطرهای…به کودکی…به گذشتهای که دیگر وجود ندارد.
اما هیچکدام آرامش نهایی را به او نمیدهند چون شاید چیزی که دنبالش میگردد، یک مکان بیرونی نیست.
شاید به دنبال بازگشت به خودش است.
شاید عمیقترین نوستالژی انسان، دلتنگی برای کسی باشد که پیش از گم شدن در نقشها، ترسها، زخمها و خواستههای دیگران بوده است.
برای همان «خود»ی که هنوز گرفتار نشده بود و شاید آگاهی، برخلاف آنچه تصور میکنیم، رفتن به سوی یک جای ناشناخته نیست.
شاید نوعی بازگشت است.
بازگشت از تمام چیزهایی که ما را از خودمان دور کردهاند.
شاید انسان در نهایت نمیخواهد به گذشته برگردد.
میخواهد به خانهای در درون خود برگردد که مدتهاست از آن دور افتاده است و شاید به همین دلیل است که هیچ سفر بیرونی، برای همیشه این دلتنگی را آرام نمیکند.
چون بعضی انسانها تمام عمر در جستوجوی خانهاند…بیآنکه بفهمند چیزی که دنبالش میگردند، جایی است که سالها پیش درون خودشان ترک کردهاند.
برچسب:
نویسنده: متین کاشفی