
چرا نباید به بعضی آدمها و بعضی مکانها برگردید؟همهی رفتنها برای این نیست که روزی دوباره برگردید.بعضی آدمها را باید برای همیشه پشت سر بگذارید؛ نه از روی کینه، نه به این دلیل که آنها الزاماً آدمهای بدی هستند، بلکه چون حضور دوبارهی آنها در زندگی شما، شما را به جایی از خودتان برمیگرداند که برای بیرون آمدنش هزینهی زیادی دادهاید.بعضی رابطهها تمام نشدهاند؛ شما از آنها عبور کردهاید.این دو با هم فرق دارند.گاهی فکر میکنید دلتان برای یک انسان تنگ شده، اما اگر دقیقتر نگاه کنید، میبینید دلتا...
ادامه مطلب
گاهی دیگر نباید چیزی را ثابت کنید؛_همین! گاهی دیگر نباید چیزی را ثابت کنید…یک جایی از زندگی میرسید که دیگر برای هر حرفی شرح نمیدهید.نه به این دلیل که جوابی ندارید؛به این دلیل که فهمیدهاید هر حقیقتی ارزش جنگیدن برای اثبات شدن ندارد.وقتی کسی تصمیم گرفته شما را آنطور که میخواهد ببیند،تبیین بیشتر فقط خستگیِ شما را بیشتر میکند.بعضی آدمها حقیقت را نمیشنوند، چون نمیخواهند بشنوند.نه از کمبود دلیل؛از زیادیِ وابستگی به تصویری که از شما ساختهاند و اینجاست که سکوت، شکل دیگری از آگاهی میشود.وق...
ادامه مطلب
چه چیزی باید در انسان بمیرد تا زمان گرد شود؟ چه چیزی باید در انسان بمیرد تا زمان گرد شود؟تا وقتی «منِ دیروز» هنوز در شما زنده است،زمان برایتان خط است.دیروز چیزی است که از آن آمدهاید،در زمان حاضر چیزی است که باید تحملش کنید، و روز بعد چیزی است که باید به آن برسید.اما در آگاهی، یک اتفاق عجیب رخ میدهد:آگاه کمکم متوجه میشود که آنچه او «گذشته» مینامد، اغلب خودِ گذشته نیست؛بلکه روایتی است که هنوز در ذهن او زنده مانده است.کسی به شما ظلم کرده و سالهاست رفته،اما شما هنوز هر روز او را با خودتان ...
ادامه مطلب
سال ها طول کشید تا یاد بگیرم که آدم ها را نباید رعایت کرد! . بدبختی های روزگار ما آدم ها از آن جایی شروع شد کهخواستیم همه ی آدم های اطراف مان را راضی نگه بداریم ،کاری که مدت ها طول کشید تا بفهمم چقدر عبث و بیهوده است،هرچقدر خوب باشید ، هرقدر مبادی آداب ، هراندازه که مراعات کنید،هرچقدر خنده هایمان را زورکی تقدیم آدم ها کنیم،هرقدر ملاحظه ...
ادامه مطلب
" زندگی مال من است ، زندگی باید کرد "زندگی آسان است{سفره ای هست}{لقمه ی نانی هست }{جرعه ای آب بنوش }... تکه سنگی بالشخواب هم قسمتی از زندگی استراست می گفت سهراب{زندگی باید کرد}زندگی آسان استعشق هم می آیدمی سوزدمی سازدمی رود با دلِ تو !" عشق "برای من نیستپوچی ذهن ِ پر از آشوب است" عشق "مستی ِ پیکِ پر از مشروب استعشق از من خالیستمن نه مستم نه خراباتی یک جام شرابمن در به در ِ کوچه ی رسوایی ام !زندگی ...
ادامه مطلب