خرید بک لینک

سال ها طول کشید تا یاد بگیرم که آدم ها را نباید رعایت کرد! . بدبختی های روزگار ما آدم ها از آن جایی شروع شد که
خواستیم همه ی آدم های اطراف مان را راضی نگه بداریم ،
کاری که مدت ها طول کشید تا بفهمم چقدر عبث و بیهوده است،
هرچقدر خوب باشید ، هرقدر مبادی آداب ، هراندازه که مراعات کنید،
هرچقدر خنده هایمان را زورکی تقدیم آدم ها کنیم،
هرقدر ملاحظه و درک خرج زندگی این و آن کنید،
هرقدر... ، فقط و فقط خودتان را گرفتار کرده اید و بس،
سال ها طول کشید تا بفهمم که آدم های دور برمان
آن چیزی که تو هستی و می خواهی باشی را نه می بینند و نه قبول اش خواهند کرد،
مردم آن چیزی را در تو می بینند که خودشان دوست اش دارند،
حقیقت این است که اولویت آدم ها خودشان اند نه تو ...
سال ها طول کشید تا بفهمم که آدم های بی خودی زندگی را نباید ادامه داد،
آدم هایی که خودشان هم نمی دانند با خودشان در بازی زندگی چند چند هستند،
آدم هایی که حتی نمی دانند در چه دقیقه ای از بازی زندگی شان حضور دارند،
فهمیدم که نباید از آن حرف های کلیشه ای قرون وسطایی زد و
گفت هر کسی جایی به کمک ات می آید،
اتفاقا می خواهم بگویم خیلی از این هایی که دمار از روزگار خودتان در آوردید
تا همیشه راضی نگه شان دارید وقتش که برسد
چنان زیر پا لگد مالتان خواهند کرد که در تخیلات تان هم نگنجد،
سال ها طول کشید تا یاد بگیرم که آدم ها را نباید رعایت کرد،
بلعکس جایی که فهمیدید این جا آخر راه است،
جایی که تشخیص دادید این آدم آن آدمی که می پنداشتید نیست باید بگذارید و بروید،
از گوشه و کنار هم نه ، از وسط آن آدم باید رد شوید،
طوری که رفتن شما را به وضوح ببیند،
باید بدون خداحافظی بگذارید و بروید،
باید بدون خرج کردن معجزه ی نگاه آخر بگذارید و بروید،
در زندگی ام اشتباهات زیادی کرده ام،
اشتباهاتی که گاهی از فکر کردن به آن ها هم ترسم می گیرد،
از آن دست اشتباهاتی که با تک تک شان می توانستم هفته ها خودم را تجزیه کنم،
اما بزرگترین اشتباه در نظر من صبر و رعایت کردن آدم هایی بود که در زندگی ام در نقش هیچی بودند،
آدم هایی که شاید از خودشان هم بپرسید که تو کجای داستان زندگی من بوده ای به مِنُ مِن بیافتند
و سری به ندانستن تکان دهند.
آخرِ آخر این داستان همه ی ما تنها می مانیم،
هرچقدر شلوغ اش کنیم،
هرچقدر دنیا و آدم هایش را به درون زندگی مان دعوت بگیریم
باز هم آخرش تنهای تنهاییم،
به نظرم ترس از کنار گذاشتن احمقانه ترین کار دنیاست
خیلی وقت ها کنار گذاشتن راهی برای به دست آوردن آرامش است،
نه تنها تر شدن...
دنیای خودمان را الک کنیم
و بگذاریم آن هایی بمانند که واقعا حق شان بودن بوده است
فقط همین!

"تنهایی"

+ نوشته شده در ساعت توسط مهرداد اکبری  | 

برچسب: نویسنده: متین کاشفی تاريخ: چهارشنبه 31 مرداد 1403 ساعت: 14:24

صفحه بندی