
میوه فروش میوه را با ترازویی می کشید. و در پاکت می گذاشت. بعدِ تعارفات سنتی قیمتش را دریافت میکرد. روزگاری بود که از سهم ترازو و وزن آن نمی دزدیدند بلکه تورا به میوه ای نوبر هم مهمان می کردند. مهربانی وزن داشت و بی اندازه بها داشت. به اندازه دل آدمها. امروز سهم دوست داشتن را با ترازوی ناعادلانه ای می سنجند. نه به اندازه در کفه ترازو گذاشته می شود و نه نوبری بعد آن می رسد. از سهم اندازۀ ترازو هم دزدیده می شود... + نوشته شده در ساعت توسط مهرداد اکبری | بخوانید...
ادامه مطلب
-می گویند قلب هر کس به اندازه ی مشت بسته ی اوست. اما من قلبهایی را دیده ام که به اندازه دنیایی از محبت عمیقند. دلهای بزرگی که هیچگاه در مشتهای بسته جای نمی گیرند. مثل غنچه ای با هر تپش شکفته می شوند. ...
ادامه مطلب