چرا برای حرف زدن از ظلم راه دور برویم، چرا برای گفتن از نسل کشی و جنایت، مدام از استعاره های درون وطنی مظلومیت فلسطین و جنایت اسرايیل استفاده کنیم، گرچه این استعاره ها هم با حمله اخیر حماس و پایکوبی حماسیون بر سر اجساد کشته شدگان (دیگری) ترک خوردند و جنایت بعد جدیدی به خود گرفت، بعدی لابتناهی و متوقف نشدنی، بعدی دامنه دار و بی انتها …
اما چرا راه دور برویم… کودکان و نوجوانان به قتل رسیده در کشورمان، استعاره نیست. انسانی است که تمام حقوق طبیعی و بر حق انسانی اش در روز روشن از او و خانواده اش سلب شد. چرا تمامی نوجوانان ما بر اثر افت فشار دچار ضربه مغزی می شوند؟ شاید وقت آن باشد لغت نامه هایمان را عوض کنیم و بنویسیم افت فشار 1 تحجر، سنگدلی، جهالت، جباریت و جنایت.
اما این کودکان و نوجوانان به قتل رسیده یک استعاره نیست، پسر و دختری است که می شد هنوز بخندد، بدود، به آغوش مادر، به آغوش دوستانش، می توانست درباره مزه ناهار دیروز یا یک بستنی شیرین با رفقایش گپ بزند، می شد اما او روی تخت بیمارستان در کماست و یا در کفن پیچیده شده و گویا قرار است به استعاره ای تبدیل بشود که روزی هزار بار با آن بمیریم. نسلی با او در کما رفته اند. شاید وقت آن باشد لغت نامه هایمان را عوض کنیم و بنویسیم کما یعنی چه…
برچسب:
نویسنده: متین کاشفی