« براین کتیبه چه بنویسم که خون وپیرهنم باشد
نه بستروکفنم که نشتری به زخمهای تنم باشد.»
«اخوان ثالث»
مداقّه 1 در سیر 1 مالی ،
1 و 1 عهد 1 در 1 :
مسأله تحقیق و پژوهش تاریخی در هر رشته علوم علی الخصوص علوم انسانی، یکی از بنیادی ترین مسائل مربوط به جوامع بشری است که پیوندی ناگسستنی و نسبتی مستقیم با روند پیشرفت و توسعه در کشورها و ملل حاضر در جهان دارد به عبارت دیگر مسأله هر تحقیق و تحلیل علمی که به کشف حقایقی منجر شود لاجرم بستر مناسبی را برای رشد و تعالی آن جامعه به ارمغان خواهد آورد. ایران سرزمینی با تاریخی کهن در رهگذر عمر خود توانسته است بر مسیر تکاملی جهان هم اثر گذار باشد و هم تأثیرپذیر، با وجود آنکه مورخان ایرانی در گذر زمان و در زیر چکمه های استبداد توانسته اند به شایستگی از عهده انعکاس و ثبت رویدادها و جریانهای واقعی تاریخی و نه منطبق با تمایل فرمایشات خود کامگان زور مدار برآیند ولی باید اذعان کرد که در زمینه تحلیل تاریخی هنوز چراغی که بتوان با آن راه پرفراز و نشیب آینده را با آگاهی و آسودگی پیمود روشن نشده است ، حتی اگر ذهن ملّتی با انباشت رویدادها و حوادث تلخ و شیرین تاریخی امّا بدون تجزیه وتحلیل متراکم ومتورم شود، باز نمی توان امید داشت که حافظۀ تاریخی اش را ازیاد نبرد، چرا که رویدادهای تاریخی باتمام حوادث آن تنها داده های خامی است که تحلیل گر می تواند آن را به اطلاعات سودمند، مفید و ماندگار بدل کند. هدف از ارائه و نگارش این بخش در مرحله اول تلاشی است برای باز نمودن جایگاه و مرتبت شایسته سهم ایرانیان در روند و تکامل دانش حسابداری امروز جهان که متأسفانه نه تنها آنطوری که شایسته و بایسته است به آن توجه نشده بلکه به عمد و چه به سهو حتی اشاره ای هم به آن نشده است چنانچه فصل مربوط به تاریخدرکتاب تئوری حسابداری پروفسور هنریکسون (hendriksen) که به عنوان معتبرترین منبع موجود در این زمینه را مرور کنیم بجز اشاره ای کوتاه از خاندان برمکیان آن هم در محدوه خلافت هارون الرّشید، سهم دیگری برای تأثیرات عمیق و شگرف
ایرانیان در تاریخ حسابداری ملحوظ نشده است، هدف ثانویه این بررسی ،تحلیل این موضوع است که سهم دانش مالی و حسابداری در میزان پیشرفت و توسعه اقتصادی و گسترش رفاه و آبادانی هر کشور سعادت خواه را نشان دهد. با توجه به طول تاریخ تمدن و فرهنگ ایران، ناگزیریم سنوات تاریخی آن را به پنج دوره متفاوت و متمایز بشرح زیر نشان دهیم:
الف)عهد عتیق - این دوران تقریبا از 4500 سال قبل از میلاد شروع و تا سال 750 قبل از میلاد ادامه می یابد. برخی معتقدند که در حدود چهار هزار قبل از میلاد سکنه ایران از قبایل شکارچی و گله دار تشکیل شده که پس از اختراع مفرغ و تکاملی که در ضمن تولید اشیاء فلزی پدید آمد سبب گردید که ایران به عنوان یکی از تهیه کنندگان و صادرکنندگان قلع و مس و سرب ظهور کند بطوریکه از هزاره اول قبل از میلاد ایران جزء کشورهای صادر کننده آهن نیز بشمار می رفت.
با توجه به قلت شواهد تاریخی در این عهد، رویدادها و وقایع بیشتر جنبه افسانه ای و اساطیری که در واقع بخش نظری فرهنگ و تمدن انسان پیش از تاریخ یا انسان پیش از مرحله دانش است بخود گرفته است با اینحال خوشبختانه کاوش ها و مطالعات ارکئولوژی (باستان شناسی) توانسته است با کشف ظروف سفالی و کتیبه هایی که به خط میخی روی الواح گلی نقش بسته است تا حدودی ابهامات موجود را در مورد شیوه زندگی ، سوابق نژادی و اوضاع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی این دوره را روشن نماید.
اگر بتوان اسطوره ها را بررسی ودر تحلیل تاریخی بکار ببریم می توان گفت که در این دوران لااقل چهار دولت جمشیدی ها، فریدونی ها، منوچهری ها و زابی ها تشکیل گردیده که عهد جمشید و فریدون مربوط به زمان خیلی قدیم است که هنوز جدایی بین مردمان هند و اروپایی روی نداده است،امّا دولت منوچهریها و زابی ها منسوب به دوره هایی است که آریایی های ایرانی در شمال شرقی فلات ایران تجمع یافته اند، نخستین دودمانی که از عهد عتیق به پادشاهی رسیدند پیشدادیان بودند که اولیّن ایشان پادشاهی اساطیری به نام هوشنگ بوده و بازپسین ایشان هم پادشاهی افسانه ای بنام اوزو (uzor) بر این سرزمین تسلط داشت. ب)عهد قدیم- این دوران تقریبا از آخر قرن هشتم قبل از میلاد شروع و در نیمه قرن هفتم میلادی خاتمه می یابد این عهد نیز به نوبه خود به پنج دوره تقسیم می شود یعنی دوره مادها، دروه هخامنشی ها، دروه مقدونی ها، دوره پارتی ها و دوره ساسانی ها این دوران را در مجموع می توان دوران مبارزه عقاید آئین زرتشت با عقاید مسیحیت روم و بیزانس دانست و تاریخ این عهد طویل را که تقریبا ً شامل چهارده قرن است عمدتا ً از منابعی مانند کتیبه ها ، کتب مذهبی، مسکوکات، ابنیه، حفریات آثار قدیمی و در نهایت نوشته های مورخین خارجی که در همان دوران می زیسته اند و همچنین داستانهایی که از عهد قدیم نسل به نسل و در زمان ساسانیان جمع آوری شده اند بدست آمده است.
ج) عهد متوسط - این دوران از نیمه قرن اوّل هجری تا بدو سلطنت صفویه ادامه دارد که این عهد را می توان به دو قسمت عمده تقسیم کرد، قسمت اول تا ظهور فتنه و حمله مغول و قسمت دوم از هجوم مغولها تا تأسیس دولت صفویه در ایران را در بر می گیرد که بطور کلی این دوران شامل حکومت اعراب، یعنی خلافت بنی امیه و بنی عباس و سلسله های صغیر ایران و ایلخانیان و تیموریان می باشد.
د)عهد نزدیک- این دوران از تأسیس دولت صفویه تا آغاز مشروطیت در ایران را در بر می گیرد که عمده قسمتهای این عهد را سلسله صفویه، زندیه و قاجاریه را بخود اختصاص داده اند.
ه)عهد معاصر - این دوران از ابتدای مشروطیت شروع و بعد از آن تا زمان حاضر ادامه می یابد.
قبل از وارد شدن به تحلیل موضوع مورد بحث لازم است به تقسیم بندی انواع نظامهای حکومتی اشاره ای کوتاه و گذرا داشته باشیم به عقیده ارسطو همه نظامهای موجود در عالم را می توان به یکی از سه شکل زیر مطابقت داد:
1) نظام مونارشی - نظامیست که یک فرد با استبداد مطلق و قدرت بی حد و حصری بر جامعه ای حکومت می راند، در نظامهای مونارشی معمولا نظم و قانونی که در درجه اول منافع شخص مونارش را تأمین می کند حاکم است ، در این نظام ها ، اصلاحات اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی تنها در جهت منافع، خصوصیات و تمایلات شخص مونارش به جریان می افتد و بطور متعارف جهت گیری هرگونه تحول و تغییر در انطباق با تمایلات و خواسته های وی خواهد بود.
2)نظام الیگارشی - حکومتی است که در آن ممکن است تنها ثروت و یا عقاید و ایده لوژی خاصی مایه قدرت و اعتبار سیاسی، و اقتصادی قرار گیرد و به این طریق حکومت همواره در دست گروهی خاص قرار می گیرد و به تبع آن عمده امکانات و امتیازات اقتصادی ، فرهنگی ، نظامی و اجتماعی تنها در بین افرادی خاص تقسیم می گردد و هرگونه تحول تنها در جابجایی افراد خاص در یک محدوده معین جهت استفاده به نوبت از امکانات، منابع و امتیازات وسیع و گسترده چپاول شده معنا پیدا می کند، و به همین دلیل ناگزیر بنیاد این نظام بر زر و زور و تزویر استوار است که فرجامی غیر از ستم و ستیزه جویی و قتل و کشتار و خرابی حاصلی در پی نخواهد داشت. با توجه به این فرایند است که در نظامهای الیگارشی تنها به منافع سریع و آنی گروهی توجه می شود و هرگز منافع بلند مدّت و ملی مورد توجه قرار نمی گیرد ، در این نظام به لیاقت، خلاقیت، پشتکار و ابتکارات فردی نه تنها بهایی داده نمی شود بلکه آن را چون در تعارض منافع خود می دانند بشدت سرکوب می نمایند . این نظام خالی از هرگونه انصاف و عدالت است و از دیگر مشخصات این نظام می توان به پنهان کاری ، عوامفریبی ، رفتار غیر شفاف و غیر علنی بخصوص در فعالیت های اقتصادی و عدم هر گونه پاسخگویی به مردم و آحاد جامعه و خود را برتر از ه راجتماع و مردم را هیچ انگاشتن دانست . منافع الیگارشها در بی نظمی و بی قانونی رشد و نمو پیدا می کند ، این شکل حکومت با هر گونه کنترل منابع ثروت کشور از سوی مردم مخالف است و همواره خود را فراتر از هر قانونی می انگارد و بدلیل تضاد منافع شدید با مردم همواره در طول حیات خود بر مردم به دو ابزار امنیتی و تبلیغی متکی است. به طوری که حکیم فرزانه ، ابوالقاسم فردوسی این دو ابزار مورد استفاده نظام الیگارشی را به زیباترین وجه ممکن در اسطوره ي ضحاک با تمثیل ماران روئیده بر کتف بیوراسب که در واقع یکی مظهر شستشوی مغزی و تبلیغی مردم (مخ خوری) و دیگری بیان کننده رعب و وحشت و ترور و شکنجه مردم (مخ کوبی) است نشان داده است، به هرحال در سایه این دو ابزار قوی است که الیگارشی می تواند به غارت و چپاول منابع ملی ادامه دهد. هدف نظام الیگارشی از انجام هر پروژه کلان اقتصادی یا عمرانی نه به مثابه ي ملحوظ داشتن منافع ملّی و پیشرفت جامعه بلکه یکسر بدلیل فراهم آمدن زمینه و فضای مناسب جهت چپاول و غارت وسیع از قبل اجرای هر پروژه است و به همین دلیل انجام هر پروژه و دوم اجرای پروژه های بدون کیفیت و حتی خطر آفرین، از خصوصیات اصلی و نهادینه هر نظام الیگارشی می توان به تزویر، ریا، دروغ، فریب، بی نظمی، تقلب ، حسابسازی ، ریخت و پاش نیز اشاره نمود ، هم از این روست که در بررسی های تاریخی از دوران الیگارشها، محققان کمترین ارزش و اعتبار را به اسناد و مدارک رسمی بجای مانده از آنان قائلند.
3) نظام دمکراسی- شکلی از حکومت است که تاکنون هیچگاه بطور کامل تحقق نیافته است از مشخصات بارز این نوع حکومت این است که مردم ناظر بر اعمال حکومت می باشند و بطور گسترده خود در فعالیت های اقتصادی، فرهنگی ، سیاسی و اجتماعی شرکت دارند، به عقیده برترانراسل «هر کجا اقتصاد مردم در دست مونارشی یا الیگارشی باشد تحقق دمکراسی در آن جامعه ممکن نخواهد بود.» بطور کلی در یک هرم نظام حکومتی اگر قدرت در رأس هرم متمرکز باشد مونارشی و اگر در پائین تر از رأس قرار داشته باشد الیگارشی و اگر در قاعده قرار داشته باشد دمکراسی است . چنانچه بین مونارشی و الیگارشی اختلاف جدی بروز کند معمولا فرصت طلایی برای مردم پدید می آید تا حکومت مردم بر مردم برقرار شود. اما این وضعیت در تاریخ به ندرت اتفاق افتاده است ، زیرا اغلب مردم در نزاع قدرت بین الیگارشی و مونارشی مورد معامله قرار می گیرند، مصداق تاریخی این مورد را می توان در قیام ضحاک بر علیه جمشید و قیام فریدون بر علیه ضحاک که هر دو از مردم به عنوان یک وسیله برای رسیدن به قدرت استفاده کردند بخوبی مشاهده کرد. در هر حال نباید از نظر دور داشت که خطر نظامهای الیگارشی به مراتب سهمگین تر از خطر قدرت مونارشی برای منافع مردم است زیرا یک مونارش حتی در اوج خودکامگی پس از مدتی از غارت منافع ملی ارضاء می گردد و برای روسفیدی در تاریخ هم که شده به آبادانی و عمران کشور می پردازد در صورتی که د رنظام الیگارشی به دلیل پروا نداشتن از تاریخ وبی ارزش شمردن آن از یک طرف تأمین منافع کوتاه مدّت خود که در گرو بی نظمی، حیف ومیل، چپاول و غارت منافع ملی است، استقلال و امنیت ملی، عمران و آبادانی مملکت بیشتر به یک طنز شبیه تر است تا یک واقعیت، باید این نکته را نیز در نظر داشت که هرگاه در تاریخ ایران مونارشی در قدرت بوده و اصلاحاتی انجام پذیرفته دلالت بر آن داشته است که درآن دوره قدرت و فعالیت الیگارشی در ساختار حکومت ضعیف بوده و به عکس در زمانهایی که اقدامات حکومت یکسره بر ضد مردم و در خلاف جهت منافع ملّی قرار داشته باید بدانیم که در آن زمان نفوذ الیگارشها در حکومت قوی و مقتدرانه بوده و شخص مونارش عملاً مترسکی بیش نبوده است.
ناصرالدّین شاه قاجار که در اوایل حکومتش تمایل وی به سوی یک حکومت مونارشی تمام عیار بوضوح مشاهده می شود به طوری که با انتخاب و قدرت دادن به وزیر مردمی، کاردان و اصلاح طلب خود توانست گامهای اساسی در تأمین منافع ملی و پیشرفت کشور بردارد اما پس از مدتی بعلت ضعف و ناتوانی در ارائه یک شخصیت مونارش قدرتمند از خود، الیگارشها توانستند با برکناری وزیر توانمند و خلاق او راه را برای غارت و چپاول منافع ملی هموار نمایند و او را همچون عروسکی در حرمسرای خود بدست افرادی چون ملیجک سالها بچرخانند.
به عقیده علی بن حسین مسعودی دارنده کتاب ارزنده مروج الذهب و معادن الجواهر کیومرث نخستین پادشاهی بود که در زمین منصوب شد و چون اوپسرلاوذبن ارم بن سام بن نوح علیه السلام بود، پس اولیّن کس ازفرزندان نوح علیه السلام که به فارس اقامت گرفت کیومرث امیم بود پس ازکیومرث،هوشنگ بود که در هند اقامت داشت و پس از او طهمورث بود که در شاپور مقیم بود پس از او برادرش جمشید به پادشاهی رسید که در دوران او صناعتها، بناها و مشاغل گوناگون و طبقات مختلف اجتماعی پدید آمد که مشهور است ، طوفان بزرگ نوح علیه السلام در دوران وی اتفاق افتاد. در روزگار جمشید نظام مونارشی بر ایران حاکم گشت و خودکامگی وی موجب شد که دیگر خدای را بنده نبود و لاجرم ستم ها و مظالم فراوان نمود که در نهایت نیز منجر به شورش مردم و کودتای بیوراسب در هفت اقلیم تحت نفوذ و تسلط وی شد،نظام مونارشی جمشید جای خود را به نظام الیگارشی ضحاک سپرد و نظام الیگارشی ضحاک نیز سرانجام توسط فریدون مونارش در کوه البرز به بند درآمد و روز به بند در کشیدن نظام الیگارشی نزد ایرانیان به عنوان یک روز تاریخی (مهرگان) تا قرنها ماندگار شد. پایتخت فریدون بابل شد پس از فریدون، منوچهر به پادشاهی رسید و وی نیز در بابل اقامت داشت وگویندموسی بن عمران علیه السلام به دوران وی ظهور نمود.
از بررسی دوران عهد عتیق که مأخذ آن را عمدتاً اسطوره ها تشکیل می دهد می توان بیان داشت که پایتخت ایران به ترتیب فارس، هند، شوش و بابل بوده است . یعنی سراسر کشورهای خاور نزدیک و آسیای مرکزی و به عبارت بهتر از کنار رود سیحون تا ساحل دجله و از حاشیه رود سند تا فرات به عنوان عرصه ای پهناور و میدانگاهی وسیع در مدّت بیش از سه هزار سال، برای تمدن، فرهنگ، زبان و ادبیات اقوام گوناگون ایرانی بوده است، پس باید دانست که بین النهرین (کشور عراق کنونی) از لحاظ تاریخی، سیاسی، فرهنگی ،اجتماعی و طبیعی از کشور ایران جدا و منفصل نبوده و مدّتهای مدیدی این سرزمین نیز عرصه بروز و ظهور تمدن و فرهنگ ایران بوده است. مخصوصاً همانطوری که اشاره شد پس از گسست نظام الیگارشی ضحاک و جابجایی آن با نظام مونارشی فریدون و پسران وی و انتقال پایتخت ایران به بابل از جهت بروز تمدّن و فرهنگ ایرانی در بین النهرین حائز اهمیت است.
علاوه بر منابع اسطوره ای آنچه برای شناختن این دوران می توان به آن اتکا نمود الواح گلی است که در بین النهرین کشف گردیده اند ، در این منطقه بر خلاف سرزمین مصر که سنگ خارا به فراوانی یافت می شد خبری از سنگ نیود و بناچار بجای سنگ در ساختن کتیبه از خشت و بجای گچ از قیر استفاده می شده است.
گل ماده ای فناناپذیر است و اگر خشت آن مرغوب و بخوبی پخته شده باشد در برابر عناصر طبیعت بدون هیچگونه کاهش کیفی مقاومت می کند هر چند در حال حاضر معلوم شده که الواح و ظروف گلی حتی خام نیز می توانند عمری طولانی داشته باشند. گل خاصیت قابل توجهی دارد زیرا چنانچه خشک شود از حجم آن کاسته خواهد شد، در دورانی که بابل پایتخت ایران بود ، اسناد و قراردادهای مالی مهم نوشته بر گل را د رکوره می پختند تا از خطر فنا و زوال ایمن بماند. از هزاره سوم قبل از میلاد این الواح گلی که بر فراز آن خطوط و ارقام بیشمار نگاشته شده یک سلسله تنظیم اسناد مربوط به تاریخ دائم و غیر منفصل را درست کرده اند که ارزشمندترین شواهد موجود مربوط به تمدن بشری آن دوران بشمار می آید ، تحریر بر الواح گلی کار آسانی نبود و تنها افرادی قاد ر به این کار بودند که قبلا ً دوره های آن را سپری کرده و به درجه ای از مهارت رسیده بودند، جالب است بدانیم که درآن زمان به موجب قانون هر معامله از کوچک و بزرگ می بایستی نوشته شود و به امضاء و مهر طرفین قرارداد و شهود برسد، در صورتی که د رکشوری مانند انگلستان تنها در یکصد و پنجاه سال قبل قانون ثبت معاملات به تصویب رسید بعدها آمریکای شمالی نیز آن را مورد تقلید و پیروی قرار داد.
همانطوری که بیان شد قانون درآن دوران مقرر داشته بود که برای هرگونه معاملات کسب و کار اسناد مکتوب تهیه گردد ، مثلا هر گاه کسی خانه ای را اجاره می داد لازم بود که در سندی نام موجر و مستأجر و مال الاجاره و محل استیجار همه صریحاً قید شود، کارفرکایان در اسناد مرتبی حق خود را نسبت به کارگران ثبت می نمودند حتی کارگاهها و صنایع بموجب قرار دادهای کتبی تعهد می سپردند که چه مقدار کالا را در چه مدّت زمان و در برابر چه مبلغ کارمزد بایستی تحویل دهند ، و حتی مهمتر از این امور خانوادگی نیز مبتنی بر نظامات و مقررات دقیقی بود به نحوی که مسایل مالی افراد از قبیل مهریه، جهیزیه و وصیت نامه و صلح و هبه همه به دقت تحریر می گردید. مثلا از برخی خانه های ثروتمندان خشت هایی بدست آمده که متضمن سیاهه اشیاء درون خانه آنهاست. در هر شهر معبد عظیمی وجود داشته که مرکز فعالیتهای گوناگون دینی، فرهنگی و صنعتی علی الخصوص فنون نساجی و بافندگی که در حاشیه معابد بوجود می آمده اند بوده است، مهمتر از همه آنکه در این دوران می بینیم معابد نقش مؤسسات بانکی امروزی را بخوبی ایفا می کرده اند مثلا ً وجه به قرض برای انجام کلیه امور مانند تجارت، صنعت، کشف معادن و ایجاد بناها می داده و از وام داران خود به نرخ معتدلی بهره دریافت می کرده اند به طوری که طبق الواح کشف شده در معابد نرخ بهره نزد ایشان با توجه به موضوع فعالیت از 20% تا 5/33% سرمایه سالانه بوده است.
علاوه بر اینها معابد محل دیوان خراج و مرکز جمع آوری مالیات نیز بوده اند، به همین علت در جنب این معابد همواره عمارتهای عظیمی با اتاقهای متعدد مخصوص عملیات 1 بانکی و حسابداری بوجود می آمده که در این اتاقها حسابداران و کارشناسان فن هر یک در کنار تلی از گل مرطوبی نشسته و به حساب و جمع و تفریق و ثبت محاسبات سرگرم بوده اند، گر چه این محاسبان اکثر مرد بوده اند ، امّا اسنادی بدست آمده که نشان می دهد که زنهای حسابگر نیز در میان آنان وجود داشته است، وقتی شخصی نذری یا هدیه ای برای معبد می آورد، رسیدی روی یک لوح گلی دریافت می داشت . در همان وقت یک یادداشت خلاصه از آن هدایا روی لوح گلی دیگری نوشته می شد و در صندوقی بایگانی و در پایان هفته همه اسناد را از صندوق بیرون آورده و آنها را بر اساس موضوعات آن طبقه بندی و مجدداً مجموعه آن را در جدول دیگری بر روی لوح عریضی ثبت می نمودند، در آخر هر ماه این الواح یا گزارشات هفتگی را نیز به نوبت خود جمع بندی کرده در ذیل جدولهای ماهانه مندرج و ثبت می کرده اند و سرانجام در پایان هر سال مالی خلاصه ای از تمام گزارش های ماهانه ترتیب داده می شد و به دفتر سالیانه منتقل می گردید. بدیهی است این دفاتر سالیانه الواح گلی بسیار عریض و طویلی را تشکیل می داده و دارای ستونها و ارقام مختلف بوده اند و برای هر رقم جنس جمع کل ترتیب داده میشده و در پایین ستونها ثبت می گشته مثلا می نوشته اند جمع کل مخارج گندم و یا جمع کل مخارج جو در سال فلان. مهمتر از اینها باید به تعداد زیادی از الواح گلی کشف شده اشاره نمود که مربوط به پیشنهاد یا شکایات و عرایض ارباب رجوع و مردمی است که درباره نارسایی فعالیت معابد و متولیان آن بدقت ثبت و ضبط گردیده و حتی متولیان مؤظف بوده اند اقداماتی که در راستای انجام این شکایات صورت پذیرفته بر روی الواح گلی دیگری تحریر و جهت بازرسی های سالانه ناظرین حکومتی نگهداری و محافظت کنند، در صورتی که این وضعیت را با برخی از بنگاههای مشابه امروزی که فعالیت امور مالی و پولی دارند و به دلخواه آنچه را که نمی پسندند منهدم و معدوم می سازند مقایسه کنیم، قابل تحلیل و 1 فراوان خواهد بود، بهرحال باید توجه داشت که وضع قوانین سخت در مورد جلوگیری از عدم انعکاس انتقادات مردمی ولو مخالف تفکر حاکم بر امورات اقتصادی، بانکی و مالی در آن زمان حداقل این فایده را داشته است که باعث تسهیل و شناسایی روشهای جدید و اختراعات و ابداعات بی دلیل و بی شماری گردد، که اینک پس از گذشت قرنها دانشمندان وقتی می خواهند آن ابداعات و کشفیات را در آن زمان که در نتیجه آزاد گذاشتن افکار و اندیشه مخالف بوده موردتجزیه و تحلیل قراردهند هنوز در دایره تحیر سرگردانند، نمونه یک از هزار آن می توان به ابداع روش شصت شماری برای محاسبات پیچیده که به مراتب از روش اعشاری امروزی برتر است اشاره کرد زیرا در اسلوب اعشاری ، واحد عدد فقط قابل تقسیم بر 10 و 2 و 5 است در صورتیکه در روش شصت شماری که به مقسوم علیه چند عدد مانند 2و 3و4 و5 و 6و 10و 12 و15 قابل تقسیم است و اگر آن واحد به درجه بالاتر افزایش یابد باز قابل تقسیم بر 9 و 16 و اعداد دیگر نیز خواهد بود و درجه قابلیت انعطاف و سهولت عمل حساب را افزایش می دهد بقدری اهمیت دارد که هنوز در زمان ما در جهان متداول و معمول می باشد ، چه بسیار اشخاصی در حال حاضر متوجه نیستند که روشی که استفاده می کنند همان روش شصت شماری است مثلا دایره که به 360 جزء تقسیم شده و یا ساعت که به 60 دقیقه تقسیم و هر دقیقه نیز به 60 بخش منقسم می شود یادگاری از دورانی است که امکان شنیدن و تعمق صداهای مخالف فراهم بوده است.
با توجه به مطالب خلاصه شده در این بخش می توان وجود نخستین مهارت های مالی، بانکی و حسابداری در ایران را به استناد الواح مشکوفه در بابل به دوران فریدون نسبت داد هرچند ممکن است قبل از وی نیز وجود داشته باشد امّا
مدارک و مستنداتی که بتوان بر آن مبنا این وضعیت را روشن کرد هنوز کشف نگردیده است.
وما همچنان دوره می کنیم شب راوروزراوهنوزرا...
برچسب:
نویسنده: متین کاشفی