این چە زمانەای بود بە دنیا آمدیم! کە تمام روزهای سپری شدەی عمرمان همراە با مرگ و اعدام و کشتار و جنایت بود.
هرجا که نگاه می کنم خونین است
از خون پرنده ای گلی رنگین است
در ماتم گل پرنده می موید و گل
از داغ دل پرنده داغ آجین است
فانوس هزار شعله اما در باد
می سوزد و سرخوش است و چین واچین است
یعنی که به اشک و مویه خود گم نکنی
از عشـق هر آنچه می رسد شیرین است
برچسب:
نویسنده: متین کاشفی