1 و1) :
بطور كلي وقايع رامی توان در قلمرو تاریخ برشمردو حقايق رادر قلمرو علم ، حقايق ازلي ، ابدي و پايدارند اما وقايع ناپايدارو متغيرند ، با تاریخی معين . اگربخواهیم مفهومی روشنتر بدست دهیم ، میشود به اموری حقیقی مانند خوبي و بدي اشاره کرد درصورتیکه خوب بودن یابدبودن اموري واقعی هستندکه میتوانند درمقاطع مختلف زمانی ومکانی برخلاف ماهیت حقیقی خود تغییر حالت دهند. حقايق برخلاف وقايع كه معمولاً در قالبي معين و در محدوده مكاني و زماني مشخص و محدود قابل بيان هستند ، حقيقت پديده اي بي كران ، لامكان و بي در زماني است كه نتايج و اثرات كشف آن جهان شمول است و از ثمرات آن همه انسانها منتفع مي گردند . به عبارت ديگر اشياء و پديده هاي حقيقي ثابت ، پايدار غير قابل تغيير ، طبيعي و داراي قدر مطلقند در صورتيكه وقايع همواره مي توانند ناپايدار ، متغير و يا مصنوعي با اشكالي از ويژگيهاي تفسيري معني گيرند . به همين لحاظ است كه وقايع را مي توان ساخت امّا حقايق را تنها مي توان كشف كرد . چنانچه حقايق مكشوف نباشد همواره اين احتمال وجود خواهد داشت كه وقايعي ساخته و پرداخت شوند كه نه تنها وفق مراد انسان نباشد بلكه انسانها را نيز از مسير اصلي و اهداف از پيش تعيين شده باز داشته و منحرف سازند . هم از اين روست كه حقيقت نه قابل تغيير است و نه قابل انكار اما واقعيت را مي توان جابجا يا به طرق مختلف نشان داد . هر انديشه حقيقي انگاره اي است كه همواره در حال پرواز است تا آميزه اي زيبا را در آينده مژده دهد و طبعاً در جايي فرود خواهد آمد كه آزادي بيان و عقيده خانه داشته باشد . محقق همانطوريكه از نامش پيداست در جستجوي حقيقت است ، پس ذاتاً با جوهره سر و كار دارد نه با ظاهر اشياء و پديده ها ، محقق به دنبال كشف جوهره علت هاست نه عريان كردن زواياي معلولها ، محقق بدنبال كشف مكانيزمهاست نه شناسايي صور مختلف عملكردها ، محقق در محدوده كار خويش تنها و تنها با مستندات منطقي و ابراز علمي سر و كار دارد ،محقق نه مي تواند به خود دروغ بگويد و نه ديگران را بفريبد ، محقق بر خلاف مبلغ كه اعمالش را همسو با تمايلات مخاطب سامان مي دهد ، نمي تواند از هيچ مرجعی جز منطق واستدلال علمی پيروي كند . طبيعي است در اينصورت عرصه حقيقت ميداني نخواهد بود كه در آن تاجي باشد كه از ميان دوشير برداشته شود بلكه كهكشاني است كه اولين شرط پرواز در آن بوسه بر كاكل خورشيد است .اين مقفع اولين محققي بود كه با ارائه تئوريهاي ارزنده خود نشان دارد كه انسان نه تنها براي توسعه و تعالي خود بلكه براي برون رفت از مشكلات چاره اي ندارد كه قبل از حلاجي وقايع و اتفاقات ملموس ، حقايق نهفته در پديده ها را بشكافدبهر روی اعلام ضرورت گرايش به كشف حقيقت ناب از سوي ابن مقفع و هراس جزم انديشان ازخطر بسط وگسترش فلسفه وي و احساس خطر نسبت به شفاف شدن حقایق و بسته شدن دكانهاي ريايي ، سراسیمه باجمع آوری فتواي تنی چنداز مراجع نسبت به زنديق بودن وي، علاوه بر آنکه مهمترین آثار وتحقیقاتش رابه آتش تعصب وخرافات سوزاندند بلکه در مقتل گاه به ضرب شمشير جهالت این سرچشمه ی بیکران خردواندیشه را در سن 34 سالگي به شهادت رسانده وخشکاندند . بنابر اندیشه ونظریه پرداز اين محقق بزرگ ، انسان تنها زماني قادر خواهد بود كه واقعيات رامنطبق با پیشرفت پایدار وتوسعه بنیادین بناکرده و حاكم بر سونوشت خويش باشد كه قبل از آن حقايق مرتبط را كشف كرده باشد درغیراینصورت برای همیشه مي بايست تابع وقايع ناخواسته ، مقدرات غير قابل پيش بيني و اتفاقات ناگهاني باشد ودرست براساس این نظریه است كه در جوامع پیشرفته ، مقوله تحقيقات ركني اساسي است ومحققان نیز ازجایگاهی درخوروسزاوار برخوردارند .اگرهدف ،گذر ازافق های روشن است ، میبایست اکنون خودرابهتربشناسیم ومنصفانه وبی ملاحظه خودرانقدکنیم، نقدکردن اصلاً وابداً به معنای افشای عملکرد افرادنیست ، بلکه شناسایی و ترمیم رویه ها وروشهایی است که انسان راازراه رسیدن به مقصد امن وهدف مطلوب باز می دارد، علاوه براین نقد وبررسی موضوعات وتجزیه وتحلیل مسائل هم بینش انسان را درعمل به شناخت پدیده های علمی نزدیکترمیکندوهم اکسیر ونیروی نوشوندگی رابه ارمغان می آورد. وگرنه انسان محکوم بود تاابد درحصارباورها وپندارهای خود محصور بماند.
بنابراین بدون حضوردرون وذهن ما، واقعیت بیرون مرده وبی معنی است ،همچنان که بدون واقعیت بیرون درون ماتهی وبیگانه بازندگی است ، باورهایی که مجهزبه ایمان و آراسته به وجدان واندیشه اند هرگزازحرکت بازنمی مانند وتن به ایستایی درداربست های محدودوقالب های تنگ نمی دهند، زیبایی شناسی مدیریت نواندیش میوۀ تغذیه روح اززیبایی های جدیدجهان درجهان جدیداست ، درک ضرورت نوگرایی ودگرگونی مناسب صورتی ازکشف خویش درلحظه های تاریخی است که اگر حضورما فعال وزنده وبالنده نباشد حضورمنفعل چهره پرداز هویت ما خواهدشد وانحراف وعقب گرد پیامدهای بعدی آن خواهدبود.
برچسب:
نویسنده: متین کاشفی