دست، گنجینه ی مهر و هنر است:
خواه بر پرده ی ساز،
خواه در گردن دوست،
خواه بر چهره ی نقش،
خواه بر دنده ی چرخ،
خواه بر دسته ی داس،
خواه در ساختن فردایی!
آنچه آتش به دلم می زند،
اینک، هر دم
سرنوشت بشر است
بار این درد و دریغ است که ما،
دست هامان ،
نرسیده ست به هم!
برچسب:
نویسنده: متین کاشفی