خرید بک لینک

یک روز اون موقعها که به بچه های کار و خیابان درس می دادم از سر بیکاری به بچهها گفتم انشایی بنویسند با این عنوان که "فقر بهتر است یا عطر؟"
قافیه ساختن از سرگرمیهایم از همان قدیم در من بود!
چند نفری از بچهها نوشتند "فقر!"
از بین علم و ثروت همیشه علم را انتخاب میکردند.
نوشته بودند که :
فقر خوب است چون چشم و گوش آدم را باز میکند و او را بیدار نگه میدارد، ولی عطر، آدم را بیهوش و مدهوش میکند."
عادت کرده بودند مجيز فقر را بگویند چون نصیبشان شده بود.
فقط یکی از بچهها نوشته بود “عطر"!
انشایش را هنوز هم دارم. جالب بود ؛
نوشته بود:
"عطر حسهای آدم را بیدار میکند که فقر آنها را خاموش کرده است."

هر روز که به آن انشا فکر میکنم ، تحسین میکنم آن طفل را که با عطرِ واژههایش روشن کرد روح و روانم را
امروز من عطر حضورِ تُو را بهتر احساس میکنم!

فقطهمین!

+ نوشته شده در ساعت توسط مهرداد اکبری  | 

برچسب: نویسنده: متین کاشفی تاريخ: دوشنبه 1 مرداد 1403 ساعت: 9:15

صفحه بندی