در جامعه اي كه فرهنگ سكوت و ترس از معيشت حكمفرما شود در حقيقت افراد آن جامعه به معناي واقعي نيستند كه عملاً در حكم آبي راكد مي مانند كه جريان ندارد و اين حالت تنها مبين بودن است نه شدن ، هر سودي هزينه اي دارد ، هيچكس در شرايط سهل و ساده نيآفريده ، اگر اين چنين سكوت اختيار كنيم و بيان حقايق را به فردا و پس فرداي تاريخ واگذاريم مطمئناً روزي فرا خواهد رسيد كه حقيقت را نيز از ياد برده باشيم .
و ديگر آنكه در اين مدت كمتر كسي را ديدم كه درصدد وارسي چند و چون قضاياي مطرح شده برآيد كه بيگمان كوچكترين تحقيقي
هدف از نوشتن برقراري و ايجاد ارتباط براي ارسال اطلاعاتي است كه به نظر و اعتقاد نويسنده (يا فرستنده ي اطلاع) وقوف بر آنها در تفكر و عمل براي خواننده (يا گيرنده اطلاع) سودمند است وگرنه هيچ انسان عاقلي به قصد آنكه نوشته اش خوانده نشود ، نمي نويسد با اين حال بايد معترف بود كه كار نوشتن را نه پاياني است و نه ابتدايي و نويسنده چون باغباني است كه دسته گلي مي آرايد بدون آنكه بداند شامه نواز كه خواهد بود يا به زير پاي كه خواهد ماند ؟ كافيست پاي صدها مسئله ي بزرگ و كلان ديگر هم به ميان كشيده شود
برچسب:
نویسنده: متین کاشفی