خدا حافظ
بي دليل و بهانه رنجيدي
اي تمام بهانه هاي من
رفتي و اين سكوت مانده بجا
در ميان ترانه هاي من
...
باز هم يادگار خاطره ها
باز هم نامه هاي پنهاني
يك گل سرخ لاي دفتر من
باز هم قصه ي پريشاني
مي نويسم به ياد چشمانت
مستي هر ترانه را بي تو
بعد تو،من نديده ام ديگر
جلوه ي عاشقانه رابي تو
باد ،شعري شبانه مي خواند
مثل بوي ترانه هاي بنان
مي كشد جاده را به دنبالم
عكس قلبي شكسته در چمدان
حرفهاي نگفته ام كم نيست
لحظه اي صبر كن بر اندوهم
اين صداي شكستن من بود
نه تمناي قلب مجروحم
عابر كوچه هاي باراني
اي نگفته سخن ،خدا حافظ
پنجره بسته شد تو هم رفتي
آه اي عشق من خدا حافظ...
برچسب:
نویسنده: متین کاشفی