آدم امن کسی نیست که همیشه حرف درست را بزند، همیشه آرام باشد یا هیچوقت عصبانی نشود.
آدم امن کسی است که دیگران مجبور نیستند در حضورش نقش بازی کنند.
میتوانند بگویند «نمیدانم».
میتوانند اشتباه کنند.
میتوانند نظر متفاوتی داشته باشند.
میتوانند «نه» بگویند، بدون اینکه از دست دادن رابطه را بترسند.
آدم امن راز دیگران را سلاح نمیکند.
نقطهضعف کسی را در لحظهی خشم به صورتش نمیکوبد.
از سکوت دیگری برای تنبیه استفاده نمیکند.
محبت را تبدیل به معامله نمیکند و اعتماد را گروگان نمیگیرد.
آدم امن حتی وقتی ناراحت است، سعی نمیکند دیگری را بترساند.
اما شاید عمیقترین نشانهی یک آدم امن چیز دیگری باشد:او نیاز ندارد دیگران را کوچک کند تا خودش بزرگ به نظر برسد.
اگر از کسی رنجیده باشد، حرف میزند؛
اگر مرزی داشته باشد، آن را روشن میکند؛اگر اشتباه کرده باشد، عذرخواهی میکند؛و اگر دیگر نتواند ادامه دهد، به جای بازی دادن و فرسوده کردن دیگری، صادقانه فاصله میگیرد.
آدم امن بودن یعنی یاد بگیریم احساسات خودمان را به دیگران تحمیل نکنیم.
خشم من، مجوز زخمی کردن شما نیست.
ترس من، مسئولیت آرام کردن شما نیست.
زخمهای گذشتهی من، اجازهی زخمی کردن امروز شما نیست و این شاید یکی از سختترین مراحل رشد انسان باشد:
اینکه بفهمید آنچه بر سر شما آمده، بیان رفتار شماست؛ اما توجیه آن نیست.
آدم امن، انسان بیزخم نیست.
اتفاقاً ممکن است زخمهای عمیقی داشته باشد.
تفاوتش این است که زخمهایش را به چاقو تبدیل نمیکند و شاید آگاهی واقعی از همینجا شروع کار شود؛از جایی که دیگر فقط نمیپرسیم:«چه کسی به من آسیب زد؟»
بلکه جرئت میکنیم بپرسیم:«آیا من برای دیگران همان امنیتی هستم که خودم آرزویش را دارم؟»
این سؤال ساده نیست چون ممکن است تمام عمر فکر کرده باشیم قربانیِ ناامنی دیگران بودهایم، اما در بعضی رابطهها، خودمان نیز ناخواسته همان ناامنی را تکرار کرده باشیم.
آدم امن شدن یعنی شکستن این زنجیره.
یعنی آگاهی آنقدر در ما عمیق شود که درد را دریافت کنیم، اما آن را به نفر بعدی تحویل ندهیم.
شاید یکی از زیباترین شکلهای بیداری همین باشد:اینکه حضور شما، حتی وقتی حرفی نمیزنید، به دیگری بگوید:
«اینجا لازم نیست از خودت دفاع کنی.»
برچسب:
نویسنده: متین کاشفی