38/2(صدای نی لبک) - تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 23:28
xa0 آواز نی لبکاز کرانه های جنوب مرا صدا می زند بوی خوش حصیراز خمیازه ی دریای شمال می وزدغبار سم اسبانبر کوه های مغرب تاخت می زند بانگ داغ کویرگلوی دل سوختگان مشرقی را تشنه تر می بویدو خنکاست هنوزهنوز هم صدای نی لبک مرا به سوی تو در آن سوی دریا می برد .... مهرداد اکبری
37/2(چشم به راه) - تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 23:58
xa0 خانه هنوز بوی پیراهن_ تو می دهد .... گلهای آن همه قرار نیامدهلای کتاب کهنه مرده اندو قاب عکست اینجابر طاقچه ای که هنوز زل می زند به من ... پس تو در کدام ایستگاه مه آلود انتظار... ای دورترین رویای بی نشان!چرا هرچه آوازت می دهم که بیانیامدی !آه دختر پوشیده در گریه !چقدر دهلیز تاریک کوچه رابه جانب ...
36/2(وقت بوسه) - تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 10:59
xa0 نگران نباش !دیگر هیچ خبری از اوقات بغض نیستنه پچ پچ واژه های بی قرار ونه تولد نابهنگام ترانه ی بی مجال... انگار وقت ملایم بوسه نزدیک است. مهرداد اکبری
35/2(شکوفه ستاره) - تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 19:42
xa0 آسمان پر از شکوفه های ستاره استباد در گهواره ی ابرها خواب وطن می بیندمن اینجا در کنار عطر رازقی ها نشسته امو فاخته های خفته را نگاه می کنم چه هوای خوشی دارد این خلوت آشنا...کاش این شب پره های بی قرار هم به خواب می رفتند! مهرداد اکبری
سلام کافه چی - تاریخ: 1395/7/13 ساعت: 20:37
xa0 سلام کافه چیشبت خوشدل و دماغت چاقمی دونم بد موقع اومدماما دله دیگه شب و روز نمی شناسهکافه چی یه لیوان آرامش میخوام،داری ؟...کافه چی!!!قهوه ام را شیرین کنآن روزها که تلخ می خوردم،روزگارم شیرین بود... مهرداد اکبری
33/2(علاقه عریان) - تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 20:09
xa0 کی می شود دوباره به خواب خانه برگردی وخلوت بی چراغ مرااز آن عریانی روشن کنی؟کی می شود دوباره در ترانه ام بنشینی واین پیاله ی باژگونه رااز طعم آب و انعکاس بوسه پر کنی؟کی می شود ......؟ مهرداد اکبری
34/2(خواب) - تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 20:09
xa0 تو بی جهت به این شب بی منطوربد گمان می شوی!همه چیز درست است؛مردمان در خوابشهر،ساکت و سر به راهو ماه که شریک ا ندوه من در پشت ا بر ها ...حالا مرا تشنه تر از پلنگی ببوس که به صبح نمی رسد بعد هم برو بخواب. .... مهرداد اکبری
32/2(اقبال) - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 4:54
xa0 دیروز را بخاطر امروز باختیمامروز را بخاطر دیروزو فردا را که هنوز...هی کولی فال بین پرگو!بیخود از دیدن این خطوط گنگبه اقبال آینه شک نکن ...گناهکار ما هستیمهمین و بس مهرداد اکبری
تولدی دوباره - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 16:35
xa0 در تكه كاغذي ثبت شده استدر هفتم مهر ماهاز پدري مهربان ومادري بس مهربان تر در خيابان ساسانپا به اين دنيا گذاشته اماماسال هاست كه در ابتداي بوسه اي مانده اممرا با بوسه اي متولد كن مهرداد اکبری
چهره مبهم زندگی - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 0:13
هقتم مهر ماه بودآهنگ زرد پاییزدر گوش چنارها رخنه کرده بودداشت باران می باریدکه من از میان اشک های مادرم،چهره مبهم زندگی را بوسیدمو بی خبر از کنایه ی بادبه آسمان پر راز و رمز، سلام کردمامروز همهفتم مهر ماه استباران می باردمادرم دریایی ستبه آسمان، سلام می کنمو باز هم چهره ی مبهم زندگی را می بوسم! مهرد...
29/2(خانه ابوریحان) - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 13:32
xa0 آن سال هاخسته که می شدیمدر سایه سار درخت های خانه ی قدیمی به خواب می رفتیم خواب رویاهای شیرین وآسمانی پر ستاره می دیدیمدریغ کهضربان نبض کودکی مان شکست نه ماهی به حوض ماندو نه ترانه ای از خلوت آن کوچه !دیگر عطر هیچ گلی پشت دیوار خانه قدیمی نمی شنوم ... مهرداد اکبری
30/2(عمر کوتاه) - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 13:32
xa0 پروانه از خواب پیله برخاسته استاقاقی ها،میلادش را جشن می گیرند.دریغا پروانه ی بی خبرای کاش می دانستیبنفشه ها چند روزی در بهار می رویند...! مهرداد اکبری
28/2(آرام آرام) - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 1:11
xa0 آرام آرامخاطرات خاموش آن روزگار یگانه رابه یاد می آورم:خطوط مورب آفتاب ، چهره ی سرخ حیاطصندلی های چوبی را بر سنگفرش ایوانشهد لیوان های شربت ، تلالو سینی نقره فامباغچه ی پونه و ریحان ، عطر گلدان یاسمنشور نور ماه ، حوض کاشی ماهیان...به یاد می آورم:اکناف جاده ها ، ذهن ظریف سبزه هاقوس رنگین کمان را ...
27/2(دختر گندم گون) - تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 22:52
xa0 در همین غروب طلوع دست های تو را انتظار می کشم .می دانم که می آییپس نزدیک تر بیا !می خواهم ببوسمتبه کسی مربوط نیست ! هنوز باد می وزدو هوا سرشار ازمیل عجیب بوسه هاست .اصلا دوستت دارم دوستت دارم دختر زیبای گندم گون ... مهرداد اکبری
26(آیین علاقه) - تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 7:18
xa0 کاش می شدزیر این بارش بی وقفه ی سکوتچتری از گفتگو می ساختیمو از آئین علاقه سخن می گفتیم. مهرداد اکبری
25/2(انتظار بی کلید) - تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 7:20
xa0 باغچه از وهم آب لبریز استو من ، بی قرار...چند وقت_ تمام است ،که باد بوی باران نیاورده است !اینجا تمام ساقه های شکسته می دانند ،که در هجرانی رمه های ابرچه بر خواب گل وپروانه رفته است .پس کی ؟هی انتظار بسته ی بی کلیدپس تو کی گشوده خواهی شد ؟! مهرداد اکبری
24/2(کودکان کار) - تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 21:34
xa0 روزنامه های خیس و سرگردانسر پناه کودکان بی پناه ...بوی گوگرد نم زدهبستر کبریت های ناخریده ی دخترککه در زیر روسری باد نمی وزد لابلای موهاش ...چراغ سبز شدبی آن که نگاهی سبز شود ...ماشین ها از چهارراه بلاتکلیفی گذشتندکودکان مجبور از عرض خیابان اما نمی گذرند ...دارد برف می باردهوا سرد استخیلی سرد .....
23/2(مهاجرت) - تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 0:22
xa0 آواز پرستوهااز سیم های بریده برخاسته استو در این هیروویراین باد بلاتکلیف هم آمد ...هی به من می گویدبیا تا کجاهای دور همسفر شویم.آخر ای باد نا به جا تو که هر لحظه به یک جا وزیده ای !تو که دستت بی چراغ وکوله بارت،خالی از ردپای پرستوهاستمرا کجا می بری؟برو ای باد بی وطنمن تا ترنم بازگشت پرستوهادر هم...
22/2(تولد تاریک) - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 9:11
xa0 باز به سال های سکته آور خنج می زنم باز می روم کنج اتاق هی رو به دفتر خاطر ها قدم می زنم ... هنوز یادم نرفته است :آن همه حرف ها و حدیث بی معنا آن همه تو که بی جواب می مانی ... من بارها از ترس ترکه ی الفبای عشق بر پوست تاریک شب تو را نوشتمبارها پنجه بر دیوار بلند کشیدم ویکنفر نبودکه دست خط_ نا نوش...
21/2(میهن سبز) - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 2:20
xa0 پردیس، پرنده و پروازپچ پچ پروانه ها رد پای شبنم ها , گونه ی شقایق چینه های خوشبوبوی نم حصیر وچند کنده ی نمور جنگلی...ا نگار آسمان آبستن باران استباد ، بوی رطوبت دریا می دهدو جاده پر از تخیل تخته سنگ های پراکنده است.چقدر این میهن سبز را دوست دارم... مهرداد اکبری

برچسب‌های مرتبط

تولدی دوباره | تولدي دوباره | تولدی دوباره در میانسالی | تولدی دوباره کن | تولدی دوباره+فروهر | تولدی دوباره شعر | تولدی دوباره جادوگری | تولدی دوباره جادوگر | تولدی دوباره مجله | تولدی دوباره معتادان