20(دل بی قرار) - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 17:06
xa0 سرانگشت خیس گریهبر واژه های خط خورده ی من پیداستباز انگار صدای دل دل این دل بی قرار می آیدکوچه را نگاه می کنمنه ، هیچ اتفاق خاصی رخ نداده استتنها چند زاغچه ی بازیگوشبه پیشانی شکسته ی باد ، نوک می زنندچه پروانه های نازنینیچشم به راه تو بر پلک غمگین نرگس مرده اند! مهرداد اکبری
18/2(من میمانم) - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 12:01
xa0 نگران نباش!راه دوری نیستمنخواهم رفتهمیشه دلم پی چراغ وحواسم همین حوالی شماستفقط گاه اوقاتهیچ میلی به دیدن بعضی ها ندارم!آخر مگر تحمل یک پیاله ی باریکتا کجای شب هست !خب من هم دلم می خواهدگاه از وهم این زندگی فاصله بگیرمبروم با ناآشناترین اهل هوای بوسه هاترانه بخوانمبروم در گهواره ی باد بخوابم وهم...
19(دعای گندم) - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 12:01
xa0 خیلی ها آمدندو از احتمال نور وستاره سخن گفتندترانه ی بی باران خواندندو هی وعده ی بی چراغ دادند.اما دیدی که هیچ چراغیدر خواب تاریکمان نرویید!و هیچ بادیبوی باران نیاورد!فقط دهانمان پر سوال ماند ودستهایمان بی جواب!حالا گریه نکنعیبی نداردخودمان می رویم تا نمی دانم آن کجای بی چراغ،می گردیمو آنقدر روی...
17/2(شروه خوانی) - تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 17:06
xa0 غروب که می شود گاه هیچ پرنده ایبه آشیانه باز نمی گرددو سهم چراغ راکوچه ها از خواب تو پس می گیرند ...وقتی نسترن ها عزاپوش پروانه ها می شوندطبیعی ست که دریا رابه روی زورق های رویا می بندند میان کلمه هابذر سکوت و فاصله می پاشندو بوسه را در بستر علف هاممنوع می کنند ..وقتی هوا سرشار از بوی تو می شود ...
16/2(اضطراب طولانی) - تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 6:10
xa0 دمدمای فلق خوابم نمی برد بدجور دلم گرفته ستروزها را گم کرده امخودم را از یاد برده امنپرس چراکاش لااقل کسی می آمدیا من می رفتم...می رفتم جاییکه هوای حوصله باشدفهم آدمی شور و اشتیاقتورق ترانهآواز آزادی پرنده...پای رفتن ندارمدل نشستن نپرس چرااینجا کلاغ سالخورده ایاضطراب طولانی مرادر پس پنجره می پای...
15/2(غیاب غمگین) - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 16:50
xa0 ما با هم بودیمخنکای عشق بودبوسه بود وخدا هم شاهد ... اما نفهمیدم که چرایکهو بی هوادر آن پسین بی تبسمگم شدی ! باور نمی کنی بانو!من بارها سراغت رااز قاصدکهای خیس و خسته گرفتم در غیاب غمگین توتمام ترانه های منسطر به سطر از گریه گذشته استدر غیاب تومن بارها گریبان سپیدت رادر خواب و خاطره ها بوسیده ام...
13/2(حجم زندگی) - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 18:09
به یاد هوشنگ پورکریمی دریاکناری چه ساده بودآنگاه که همراه با ابر سپیدیبر شانه ها غریبانه می رفتی ...غروبی سرد بود و عبوسشهر خالی از عطر صداقت تو دیوارها همه چشم بودندو گنجشک ها بر صنوبرهای پیرترانه می خواندند ...ما ماندیم و هراس شبشبی سیاه که تا امتداد زمان دراز بودو حجم زندگی رااز نبودنت پر می کرد ...
14/2(کوچه ی دلگیر) - تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 18:09
xa0 کوچه دلگیر استتشنگی در گلوی پاره پاره ی جوی ها، چشمهای تیرک برقدر حسرت یک چراغ روشن اتاق ها از ترس تاریکی می لرزند پنجره ها اسیر قفل های زنگارگرفته درها بوی دلهره می دهندهمسایه ها به سکوت یکدیگر زل می زنند! و طفلی بی پناه در آغوش مهتاب می گرید. و کوچه همچنان دلگیر چقدر کوچه دلگیر است. مهرداد اکب...
07/2(از تو آموختم) - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 13:12
xa0 من الفبای عشق رااز تو آموختمای تنفس ناتمام!من از آوازعشقبه ممنوع ترین بوسه های آدم رسیده اماصلن چه معنی دارد که بعضی هامزاحم بوسه بازی باد و بنفشه می شوند!آی بانوی از مهر آمدهترا به وسعت هفت دریا دوست دارم ... مهرداد اکبری
08/2(بن بست) - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 13:12
xa0 گاهی اوقاتدلت بی هواهوای نگاهی ، چیزییا جایی دور می کند...حالا می دانم سال هاست چشم هامان به تاریکی ودل ها به اندوه عادت کرده است...می دانی که ردپای مسافران راباران شسته استباد هم بوی بازمانده از عطر پیراهنشان رابه خانه نمی آورد!اما پشت همین اوقات اندوه همیشه دریچه ای رو به تبسم گشوده می شود من ...
09/2(بانوی پر سکوت) - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 13:12
xa0 حرفی بزن بانوی پرسکوت من!لااقل چیزی از آن دیدار بی بازگشت رابه یاد بیاوریادت هستدر آن کوچه باغ کاهگلی ، نزدیک به حریم گلدان هایشمعدانیآن روز باران پرشتابی می باریدتمام کوچه راعطر غریبی از خنده های تو پر کرده بودتو آنقدر محو تماشای آسمان بودی،که باد آمد وروسری پر بنفشه ات را با خود برد!تو انگار م...
09/3 - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 13:12
باور کنمن سادهدر راه رسیدن به تو،بی شمار فرو افتاده ام مهرداد اکبری
71/2(بوی فانوس و فاتحه) - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 13:12
(به یاد استاد حمید یزدان پناه) پرواز کبوتر ها باز همبوی فانوس و فاتحه می دهد یازدهمین روز از شهریور ماه تشنه بودکه از میان ما رفت من می شناختمش ...ما بارها سفر به آبی دریا رفته ایم طور عجیبی بود:تابستان عاشقانه هاشبتاب هاجگن های مرداب ها ...صبوری غریبه هارفتار آفتاب و جذبه ی نا محدود _ماهتاب هیهاتسف...
10/2(همیشه عاشق باش) - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 13:12
xa0 هنوز ردپای پروانه ایبر سطر های عشق پیدا ستپیداست که از مسیر شقایق آمده ستیعنی که عاشقان چهان همیشه زنده اند ....تنها عشق تو را به زندگی پیوند می زند ...پنهان و پوشیده ...همیشه عاشق باش تا سرچشمه ی ستاره ی قطبی را در چشم هاش پیدا کنی مهرداد اکبری
10/3(همیشه عاشق باش) - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 13:12
xa0 هنوز رد پای پروانه ای بر برگ برگ کتاب عشق پیداستبی شک از مسیر شقایق آمده استکه برای اعتقادش پنهان و پوشیده گام می زند اما راسخ وپایدارو ا ین علامتی از عشق نامیراستیعنی که عاشقان تا همیشه زنده اندو باور کن که تنها عشق لایزال تو را به لذت زندگی می سپارداصلا تو باید همیشه عاشق باشیورنه هیچگاه سرچشم...
11/2(فراموشی) - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 13:12
xa0 من در میان شما ایستاده ام دلم جای دیگری ست هی با توام ..برادر بی نصیب من تبسم روزگار کودکی از یاد برده ای؟! مهرداد اکبری
12/2(خاطره) - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 13:12
xa0 تو رفته ایو هیچ عطری از لب های بی بوسه اتبر نمی خیزد. حالا کلماتی را به یاد می آورمکه از تکرار گریه...ترانه می شوند.ببین چه شب ها چشم هام با یاد خاطره هاتبارانی شدند،چه چراع ها که به خواب نرفتندو چه آینه ها که شکستند.مثل سال هاست که تو رفته ایودر غیاب بی نهایت توخطوط فاصله هاچهره ام را در هم شکس...
12/3(خاطره) - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 13:12
xa0 تو رفته ایو هیچ عطری از لب های بی بوسه اتبر نمی خیزد.حالا کلماتی را به یاد می آورمکه از تکرار گریه...ترانه می شوندببین چه شب هابارانی شدندچشم هام با یاد خاطره هاتچه چراع ها که به خواب نرفتندو چه واژه ها که به رقص در نیامدند.مثل سال هاست که تو رفته ایو در غیاب بی نهایت توخطوط فاصله هاچهره ام را د...

برچسب‌های مرتبط

تولدی دوباره | تولدي دوباره | تولدی دوباره در میانسالی | تولدی دوباره کن | تولدی دوباره+فروهر | تولدی دوباره شعر | تولدی دوباره جادوگری | تولدی دوباره جادوگر | تولدی دوباره مجله | تولدی دوباره معتادان