ای چشمهای عاشقت ، مشق چلیپا
آغوش گرمت بی ریا چون شعر نیما
دُرّ کلامت را صدف هم شد خریدار
مکتب نرفته شاعریهای تُ زیبا
تب کردهام ؛ دمنوش داری در بساطت؟
مرده دلم ، کاری بکن همچون مسیحا
بُغضی میانِ خانهی دل لانه کرده
ای از تبار اشک ، طوفانیست دریا
با بوسههایت زخمِ جانم را رفو کن
درد دلم را با صبوری کن مداوا
ای باغبان مهربان ؛ دستِ نوازش
لطفا بکش بر چهرهی شب بوی شیدا
ای دخترِ دیروزِ شعرِ لای لایی
گاهی بخوان لطفا ، برای شاپرکها
ای من فدای درد پا و دستهایت
پنهان شده در سینهات غمهای دنیا
میترسم آخر این همه مهر و محبت
از من بگیرد سایهات را کوهِ تنها
دل درد ، نه! ؛ دردِ دلی بسیار دارم
مادر برایم مادری کن باز ؛ جانا
فقطهمین!
برچسب:
نویسنده: متین کاشفی