
دگر دیسی رمان - بخش پایانی- ۷أثیر این نویسندگان به تدریج ظاهر شد. از کافکا تا سال ۱۹۳۸ چندان چیزی به فرانسه و به زبانهای دیگر ترجمه نشده بود و در کشور خودش هم او را چنان که باید نمیشناختند. هنری جیمز را نیز فرانسویان پس از جنگ دوم جهانی کشف کردند. اوليس جويس، مدتهای مدید اجازه انتشار در انگلیس نداشت. آثار پروست و هنری جیمز در حوالی ۱۹۳۰ الهام بخش گروه بلومزبری و ویرجینیا وولف بودند. ناتالی ساروت نیز پس از ۱۹۳۸ بود که به نوبه خود از ویرجینیا وولف تأثیر پذیرفت. تأثیر پروست در فرانسه پس از طی مسیری به سوی انگلیس و بازگشت مجدد بود که ظاهر شد. در سال ۱۹۴۷ ساموئل بکت هنوز یگانه پیرو جویس بود تا اینکه در ۱۹۵۳ با نسل آلن – رب گریه و میشل بوتور الهام گرفتن از پروست و جویس شکل منظمی پیدا کرد. با این...
ادامه مطلب
دگردیسی رمان - 6کوچک ترین حرکات لئوپولدبلوم از قبیل شرکت او در مراسم تشییع جنازه یا بازدیدش از یک چایخانه فصول «النور» یا مهلكه «ائول» را به یاد میآورد. اینکه در پایان روز او به مأمن یک سورچی پناه میبرد، انگار اولیس است که به آغل اومه خوكبان رفته است. وقتی که به خانهاش باز میگردد یاد آور بازگشت اولیس به کاخ خویش است. و هنگامی که به خواب میرود همسرش ماریون ضمن تک گوئی درونی طولانی، آخرین فصل اودیسه را که عنوان پنلوپه دارد بازسازی میکنند. جویس «پیوندها» به مفهوم «بودلری و رمبوئی» را تا حد نوعی نظام توأم با وسواس بالا برده است. نه تنها هجده فصل کتاب بر طبق فصول حماسه هومر تنظیم شده است، بلکه هر فصلی رنگ خاص و سمبولهای خاص خود را دارد و تجسمی از طلای سفید، قهوهای، سبز یا آبی سیر است و در عین ح...
ادامه مطلب
شیطان، فرشتهی سرکش و نا فرمان.شیطان در زیان عبری یعنی «دشمن» و در زبان عربی به معنایِ «گمراه»، «دور» و گاهی «پلید» آمدهاست. در قرآن، شیطان ابلیس هم نامیده میشود؛ قرآن او را در یک جا جن و در جای دیگر فرشته نامیدهاست. به گفته قرآن، بعد از خلق آدم توسط الله، شیطان حاضر نشد به او سجده کند و به همین دلیل خدا او را از بهشت بیرون کرد. مسلمانان همچنین عقیده دارند شیطان انسانها را با «وسواس» توصیههای شیطانی وسوسه میکند تا به گناه در افتند.در روایتها آمدهاست که ابلیس نخستین بار درجَمرَه بر ابراهیم ظاهر میشود که با «سنگ ریزهها» او را از خود دور میسازد. ابلیس از «سنگ ریزهها» میترسد و به سرعت میگریزد؛ بار دوم نیز این اتفاق در همان حوالی میافتد و ابراهیم دو باره او را با «سنگ ریزهها» رم میدهد. باری، «رم...
ادامه مطلب
لیست صد « رُمان » که من را از راه به در کردند!زیباترین و بهیادماندنیترین خاطرات من، از رمانهایی است که خواندهام. خواندن رمان، تجربهای است که با هیچ لذتی معاوضهاش نکردهام. معتقدم که جز با خواندن رمان نمیشود دیگریِ انسان، و خویشتن انسانی را شناخت. کسی که رمان نمی خواند، هر که و در هر پایه، بخش اعظم « تجربهی زیستن » را از کف میدهد.۱) برای گزینش لیستی از "صد رمان" که بیشترین تاثیر را بر من داشتهاند، به چند مشکل برخوردم. یکی آنکه دریافتم که بیشتر این رمانها لزوماً معروف و عظیم نیستند. بارها در دورههای متفاوت سنیام، سراغ رمانهایی که پیشترها مستشان بودهام، رفتهام و متاسفانه آن لذت ناب پیشین را دوباره نچشیدهام. هر رمانی، همچون هر تجربهی عینی، زمان و دوران درخور ِ خود را دارد. مهم است که در چه دورا...
ادامه مطلب