روح مرده - تاریخ: 1401/11/27 ساعت: 1:33
من همان ماهیِ خسته از سکوتم،که بسته اند دهانم را..و با لب هایی تشنه به عکس یک چشمه خیره مانده ام!با آنکه هر روز پُر میشوم از آب تازهای؛باز فرقی نمیکند برایم،دیگر روحم مُرده و احساسم به کل گندیده.. + نوشته شده در ساعت توسط مهرداد اکبری  |  Adblock test (Why?)
دیگر چه فایده... - تاریخ: 1401/11/27 ساعت: 1:33
فاصله آمد و روزهای نبودنت را به رخم کشیدروزهای با هم بودن مرخصیشان تمام شد!!همه رفتن ها، آمدند و دعوت کردند مرا به جمعی از شادی های حلق آویز شدهوعده هایمان انقضایشان تمام شد،خواب ها اعلام اعتصابشان را برای چشم ها ، به سرخیِ پشتِ پلک ها امضا کردندو کابوس ها در این شب ها ترفیعشان را گرفتندحقیقت صیدی ا...
بلوغ - تاریخ: 1401/11/11 ساعت: 18:06
درود، خطابم به توست ! آيا تو آدم بالغي هستي؟نه به بدنت نگاه كن و نه به شناسنامه ات ، خيلي ربطي به اونها ندارد.بلوغ ، تعاريف متعدد از جنبه هاي متفاوت دارد.ولي به خاطر بحث هاي داغ اين روزها يك بخشي رو مطرح ميكنم !بلوغ يعني اينها : بلوغ يعني به جاي تلاش در تغيير دادن ديگران به فكر رشد و تغيير خودت باشي...
زخم ظلم - تاریخ: 1401/11/11 ساعت: 18:06
دست بزن به من؛میبینی؟تنم، نه به سختیِ کوه و نه به لطافتِ آب است،میشکند.و با هر زخم، یک احساس دیگری در میان حنجره ام بی صدا دق میکند! + نوشته شده در ساعت توسط مهرداد اکبری  |  Adblock test (Why?)
فقر و ظلم - تاریخ: 1401/11/11 ساعت: 18:06
بال های ما را چیدند و آسمان را به رویمان تعارف کردند؛ تا هر چیزی که در اسارت از آن یاد گرفته ایم، بلند تر از پروازی در قفس نباشدو برای قربانی شدن از فقرِ بی حوصلگی، زمین مان زدند چرا که قدرت خریدن نقابی را در دست هایمان نداشتیم، همین امر باعث شد همانند یک آفریقایی در سیاهی، رنگ روزگارمان را مثال بزن...
میرزا حسن رشدیه_بازگشتن به تاریخ - تاریخ: 1401/10/13 ساعت: 8:36
سال 2023 - تاریخ: 1401/10/13 ساعت: 8:36
سال 2023 بر شما عزیزان خجسته باد !.بالاخره انتظاربه پایان آمدو سال تازه 2023 از راه رسید ...و مردم جهان ... فقیر و ثروتمند... شراب هایشان رابه سلامتی هم نوشیدند و...سال تحویل شد!سال نو بر شما هم وطنان مسیحی ؛ ارامنه و آسوری و سایر افراد و آیین هادر ایران وکشورهای دور و نزدیک مبارک !.با تمام وجود بخو...
خودکشی - تاریخ: 1401/10/13 ساعت: 8:36
آه ای انسان، ای خودکشی!کاش خودت را تا آخر مصرف میکردی!کاش بودی و میدیدی!... به خاطر موجودی ظلم هاکه چنین زخمی را کفایت نمیکنداین جریان ادامه داردآن سرش با ما نبوداین سرش هم که نیستکه یعنی هر دواش با ماستمیخواهم خودم را تا آخرم مصرف کنمبا این سموم تضمین شدهبه شرط مرگ"مهرداد اکبری" + نوشته شده در ساعت...
بی تو - تاریخ: 1401/9/28 ساعت: 20:57
این روزها “بی” در دنیای من غوغا میکند …!!بی کس ، بی مار ، بی زار ، بی چاره ، بی ریخت ، بی صدابی تاب ، بی دار ، بی یار ، بی دل ، بی جان ، بی نوابی حس ، بی عقل ، بی خبر ، بی نشان ، بی شماربی بال ، بی وفا ، بی کلام ، بی جواب ، بی نفس ، بی هوابی خود ، بی داد ، بی روح ، بی هدف ، بی راهبی همزبانبی تو ، بی...
خشم و بغض تاریخی زن ایرانی - تاریخ: 1401/9/28 ساعت: 20:57
... شعری که از تذکرة عرفات نقل می کنیم یکی از موارد نادری است که آثار خشم و بغض تاریخی زنِ ایرانی را برای آیندگان حفظ کرده است. شاعرهای که این شعر را خطاب به همسر ستمکار خود سروده است «منیژة قاینی خراسانی» نام داشته و در اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم میزیستهاست، صاحب فرزندانی هم بودهاست که بعضی ا...
ناامیدی - تاریخ: 1401/9/28 ساعت: 20:57
شمالجنوبفرقی نمی کند!من همه ی سادگان رمین را دوست می دارمحتا کسانی که اهل اینجا نبوده اند.چقدر دخیل پر فانوس ظهیرالدوله خیابان پر چلچله ی طوس و.......شبستان های پر گریهسردابه های قدیمیو آب تنی در چشمه علی خوب استمهرداد اکبری Adblock test (Why?)
پسربچه واکسی - تاریخ: 1401/9/12 ساعت: 18:17
ساعت حدود شش صبح در فرودگاه به همراه دو نفر از دوستانممنتظر اعلام پرواز بودیم. پسرکی حدوداً هفت ساله جلو آمد و گفت: واکس میخواهی؟کفشم واکس نیاز نداشت، اما از روی دلسوزی گفتم: «بله.»به چابکی یک جفت دمپایی جلوی پاهایم گذاشت و کفش ها را درآورد. به دقت گردگیری کرد، قوطی واکسش را با دقت باز کرد،بندهای کف...
آیا می دانستید؟ - تاریخ: 1401/9/12 ساعت: 18:17
اتیمولوژی نمکنمک بر گرفته از نَام اوستایی به معنی تر شدن و قابل حل شدن در آب است. در مجموع نمک یعنی مادهٔ قابل حلّ در آب. نمک را برگرفته از واژهٔ نم به معانی شکستن و خرد کردن و رطوبت گرفته اند. ولی منظور از این معانی همانا محلولیت نمک است. + نوشته شده در ساعت توسط مهرداد اکبری  |  Adblock test (Why?...
داستان بزبز قندی - تاریخ: 1401/9/12 ساعت: 18:17
داستان شنگول و منگول یا همان "بز بز قندی" را که همگی ما خوانده و شنیدهایم ، یک داستان بینالمللی است . قدمت این داستانِ ساده و بینظیر معلوم نیست و هیچکس دقیقا نمیداند ایده این قصه برای اولین بار در ذهن چه کسی شکل گرفت . روایتهایی از انتساب این داستان به فرهنگهای مختلف آسیایی و اروپایی وجود دارد . اما...
فاشیسم و لشکر اوباش - تاریخ: 1401/8/29 ساعت: 11:35
من،تو،او_فقر - تاریخ: 1401/8/29 ساعت: 11:35
*من به مدرسه ميرفتم تا درس بخوانم**تو به مدرسه ميرفتي چون به تو گفته بودند بايد دکتر شوي**او هم به مدرسه ميرفت اما نميدانست چرا**من پول توجيبيام را هفتگي از پدرم ميگرفتم**تو پول توجيبي نميگرفتي، هميشه پول در خانهي شما دم دست بود**او هر روز بعد از مدرسه کنار خيابان آدامس ميفروخت**معلم گفته بود انشا ب...
برای تو که روزی نزدیک تر می آیی! - تاریخ: 1401/8/29 ساعت: 11:35
نزدیک شو به مناز تن به من نزدیک ترو از من به من نزدیک تر و مرا با خود ببربه سرزمین هایِ دور... به گذشته هایی که قد نکشیدندو هرگز به آینده نرسیدند!.به کودکانه خندیدن هااز رویِ پرچین پریدن هاو به سمتِ آغوش ِ بی انتهایِ تو دویدن!به آن جا که شعور ، نشان از بی شعوری باشدو دیوانگی مفهوم ِ واقعی ِ فهمیدن!....
آزادی - تاریخ: 1401/8/26 ساعت: 14:07
***"آ" -"زاد" -"ی"***به واژهٔ «آزادی» فکر میکردم.عبارتی که با حرف اول الفبای فارسی آغاز میشود و با آخرین حرف آن پایان مییابد. بعد فهمیدم همهٔ خواستهٔ مردم در میان این آغاز و پایان نفهته است.«زاد» که در میان «آ» و «ی» قرار دارد، فاعل مصدر «زادن» است، همان فرآیندی که زیستن و «زندگی» را ممکن میکند.و در...
مرگ - تاریخ: 1401/8/26 ساعت: 14:07
پیرمردی که در آینه زندگی میکند، امشب گفت که این روزها دیگر تحمل درد مزمن سیلیها و تازیانهها و زخمهای دهها سالهاش برایش ناممکن شده و میخواهد نعره بکشد.گفت دیگر از مرگ نمیترسد + نوشته شده در ساعت توسط مهرداد اکبری  |  Adblock test (Why?)
مادر جان_کو جوانی من؟،کجاست؟ - تاریخ: 1401/8/26 ساعت: 14:07
"ديوارها سخن نمیگویند"كو شادي من؟ كجاست؟توپ و چرخ من كجاست؟كو پيراهنمكه به شاخه ي گيلاس گير كرد؟كودكي مرا بي خبر از من ربودند.مادر جان! بي پنجره ماندمبادبادك من به سيمها گير كردكو جواني من؟ كجاست؟همانند نان تازه و عشق تازهبخار ان بيني ام را ميسوزاندآه.....چه چيزي بهتر از زيباييستتا بزرگ شوم هزار پار...

برچسب‌های مرتبط

تولدی دوباره | تولدي دوباره | تولدی دوباره در میانسالی | تولدی دوباره کن | تولدی دوباره+فروهر | تولدی دوباره شعر | تولدی دوباره جادوگری | تولدی دوباره جادوگر | تولدی دوباره مجله | تولدی دوباره معتادان