فلافل - تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 15:45
"فلافل" هميشه ياورِ توده هاي آسيب پذير جامعه بوده و هست!اينكه بتوانيد تنها در ازاي پرداخت کمی پول سير شويد،شايد براي اكثريت جامعه ي کم درآمد،در حكم روزنه ي اميدي باشد كه با "حداقل هزينه" ها،هنوز هم ميشود شب ها سير خوابيد!فلافلِ خوب بايستي يكسري ويژگيها را به نحو احسن داشته باشد،نانِ فلافل اساسي ترين...
اشک ها - تاریخ: 1396/6/6 ساعت: 19:21
هنگامي که قطرات اشک گرم از چشمان زیبایت چون مروارید بر صورت رنگ پریده ات میچکيد قطرات باران را به خاطر مي آوردم که در دل صدف جای می گرفت و تبدیل به مروارید می شد ........ هنگامی که اشک در دیدگان زيباي تو می درخشيد بی اختیار به یاد شبنم های بهاری می افتم که بر روی گلبرگهای نرم و با طراوت گلها زیر تشع...
برای تو - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 15:47
در روزهای دلسردیعاشق که نهکمی به فکر دلتنگی دگمه ها باشکه برای گشوده شدنبیتاب سر انگشتهای تو اندو پروانه ای که دور از توبه هوای شهد گلی میپردنرفته باز می گرددو در گوشه ای آرامبه شعلهی شمعی چشم می دوزدبرچسبها: یادداشت شعر, برای تو
میوه ها - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 15:47
با یکی از آشنایان،گرم گفتگو میشویم.آشنایی که از قضا تمکن مالی قابل قبولی دارد و با آنکه پشت لبش تازه دچار تغییر رنگ شده است؛خودش را سرمایهدار میداند.خاطرات سفرهایش را برایم تعریف میکند.میگوید: بار اولی که دور دنیا رو گشتم،دبیرستانی بودم! از شرق آسیا شروع کردم و توی مکزیکوسیتی دور دنیام کامل شد.پا می...
زندگی باید کرد - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 15:47
" زندگی مال من است ، زندگی باید کرد "زندگی آسان است{سفره ای هست}{لقمه ی نانی هست }{جرعه ای آب بنوش }... تکه سنگی بالشخواب هم قسمتی از زندگی استراست می گفت سهراب{زندگی باید کرد}زندگی آسان استعشق هم می آیدمی سوزدمی سازدمی رود با دلِ تو !" عشق "برای من نیستپوچی ذهن ِ پر از آشوب است" عشق "مستی ِ پیکِ پر...
عاشق عشق - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 9:06
یک پنجره...یک نگاه...قدری مِی ِ نابسرتاسر ِ این غزل...تمنای شرابدر قلۀ آن نگاه ِ مصراع ِ نخستآزاد و رها نشسته مغرور!عقابیک حادثه یک نیاز یک عالمه ناز... بیداری ِ مطلق است در بستر ِ خواباین بار اگر دوباره عاشق بشومنه سیخ بسوزد و نه اندام ِ کبابیک حوصلۀ گشاد و یک فرصت ِ تنگتا هست گناه ِ پاک! لعنت به ث...
قدر - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 9:06
زیباترین انسانهایی که دیدم...چشم رنگی ها نبودند!!!قد بلندها...لب برجسته ها!!!مو بلوندها...هیچ کدام...زیباترین نیستند!!!مدلهای برندهای معروف...زیباترین نیستند!!!آنهایی که شبیه به ستارگان سینمای جهان اند...زیباترین نیستند!!!زیباترین ها...فقط...شبیه به حرفهایشان هستند...و چقدر دوست داشتنی اند...انسانها...
حال خوب - تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 5:14
در کتاب "جای خالی سلوچ"محمود دولت آبادی آمده استروزگار همیشه بر یک قرار نمیماند.روز و شب دارد،روشنی دارد،تاریکی دارد،کم دارد،بیش دارد.دیگر چیزی از تابستان باقی نمانده،تمام میشود،پاییز می آید... ب عقيده منهم،از یک جایی به بعد،آدم آرام میگیرد،بزرگ میشود،بالغ میشود،پای تمام اشتباهاتش می ایستد،سنگینی تص
تقدیم - تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 5:14
در ایران باستان بجای کلمات خانم و آقا که ریشه مغولی دارند، اجداد خوش سلیقه ما به زن، "مِهربانو" میگفتند یعنی کسی که مهر خلق میکند و به مرد، "مِهربان" میگفتند به معنای نگهبان مهر.همدیگر رو با این کلمات پرمعنا صدا بزنیم..."مِهربانو " همسر، مادر، دختر، خواهر، دوست،"مهربان" همسر، پدر، پسر، برادر، دوست.ح...
دلتنگت شده ام - تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 5:14
ديگر به خلوت لحظه هايم قدم نميگذاري ديگر آمدنت در خيالم آنقدر گنگ است که نميبينمتمن مبهوت مانده ام که چگونه اين همه زمان را صبورانه گذرانده اي من نگاه ملتمسم را در اين واژه ها پر کرده ام که شايد ديگر زبانم از گفتن جملات هراسيده است و دستهايم بيش از هر زمان ديگر نام تو را قلم مي زنند و در اين سايه
خاله بازی - تاریخ: 1396/5/6 ساعت: 17:37
خاله بازی کن به رسم کودکیبا همان چادر نماز پولکی طعم چای و قوری گلدارمونلحظه های ناب بی تکرارمونغصه هرگز فرصت جولان نداشتخنده های کودکی پایان نداشت هرکسی رنگ خودش, بی شیله بودثروت هر بچه قدری تیله بود ای شریک نان و گردو و پنیر !همکلاسی ! باز دستم روبگیر مثل تو دیگر کسی یکرنگ نیستآن دل نازت برایم تنگ...
سلام - تاریخ: 1396/5/6 ساعت: 17:37
يادم باشد امروز باز به تو سلام کنم سلاممي شناسي ؟چندين بار است درپس اين کوچه ها سلامت کرده اممي شناسي ؟همان رهگذر تنهاهمان که روزي با روي باز به او سلام کردينمي دانم چرا دگر سلامم را جواب نمي دهي ؟ولي من باز هر صبح بعد از يک جدال سختبه رويت لبخند مي زنمو به تو مي گويمسلام چه حس سختي استکه من برايت غ
غلط میکنی - تاریخ: 1396/5/6 ساعت: 17:37
ﺗﻮ ﻏﻠﻂ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺩﻝ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﺒﺮﯼ ،ﺳﺮ ﺧﻮﺩ ﺁﯾﻨﻪ ﺭﺍ ﻏﺮﻕ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﺑﺒﺮﯼ ،ﻣﺮﺩﻩ ﺷﻮﺭ ﻣﻦ ِ ﻋﺎﺷﻖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ،ﮔﻮﺭ ﺑﺎﺑﺎﯼ ﺩﻟﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻏﻮﺍ ﺑﺒﺮﯼ ،ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺩﺍﺩ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﮐﻪ ﮐﻨﯽ ﻣﺠﻨﻮﻧﻢ ؟ﺑﻪ ﭼﻪ ﺣﻘﯽ مثلا ﺷﻬﺮﺕ ﻟﯿﻼ ﺑﺒﺮﯼ ؟ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍصلا ﭼﻪ ﮐﻪ ﻣﻬﺘﺎﺑﯽ ﻭ ﻣﻮﯼ ﺗﻮ ﺑﻠﻨﺪ ؟ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﺮﺍ ﺗﺎ ﺷﺐ ﯾﻠﺪﺍ ﺑﺒﺮﯼ ؟ﺑﺨﻮﺭﺩ ﺗﻮﯼ ﺳﺮﻡ ﭘﯿﮏ ﺳﻼﻣﺖ ﺑﺎﺩﺕ
عادت - تاریخ: 1396/5/6 ساعت: 17:37
ﺁﺩﻣﺎ " ﻋﺎﺩﺕ " ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ !!ﺑﻪ ﺑﻮﺩﻧﻬﺎ ؛ ﺧﻨﺪﯾﺪﻥ ﻫﺎ ، ﺧﻮﺵ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻥ ﮐﻨﺎﺭ ﻓﺮﺩﯼ ﺧﺎﺹﮐﺎﻓﯿﺴﺖ ﺗﻌﺪﺍﺩﯼ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﯼ ﺧﻮﺏ ﺑﺴﺎﺯﯼﻋﺎﺩﺕ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺑﻪ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﮐﻨﺎﺭﺕﻋﺎﺩﺕ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺑﻪ ﺑﻮﺩﻧﺖﮔﺎﻩ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ : " ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ "ﺗﻮ ﺟﺪﯼ ﻧﮕﯿﺮﺁﻧﻬﺎ ﻓﻘﻂ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪﺟﻤﻠﻪ ﺍﯼ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎﻧﺪﻧﺖﺑﺮﺍﯼ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﺁﻥ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ
ای انسان - تاریخ: 1396/5/6 ساعت: 17:37
ﻫﯿﭻ ﻣﮕﺴﯽﺩﺭ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﯼ ﻓﺘﺢ ِ ﺍﺑﺮﻫﺎ ﻧﯿﺴﺖ...ﻭﻫﯿﭻ ﮔﺮﮔﯽﮔﺮﮒ ِ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﺍﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﺵ ﻧﻤﯽ ﮐشد .ﻭﻫﯿﭻ ﮐﻼﻏﯽ ﺑﻪ ﻃﺎﻭﻭﺱﺭﺷﮏ ﻧﻤﯽ ﺑﺮﺩ .ﻭ ﻗﻨﺎﺭﯼ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ ﮐﻪﻗﺎﺭﻗﺎﺭﮎ ﻫﻢ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺩﺍﺭﺩ . ﻣﻮﺵ ﻓﯿﻞ ﺭﺍﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺵ تحسین ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ .ﻭﺯﻧﺒﻮﺭ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ ﮐﻪﮔﻞ ، ﻣﺎﻝ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ.ﻭﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪﺑﻪ ﻗﻮﺭﺑﺎﻏﻪ ﻫﻢ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﯼ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻣﯿﺪﻫﺪ...ﻭﻋﻘﺎﺏ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪﮐ
مردها - تاریخ: 1396/5/6 ساعت: 17:37
مردها...را با سیبیل هایشان می شناسندبا قطر بازوهایشانبا کلفتی صدای شانبا جیب های خالی یا پرشان...با کفش های کهنهیا اتومبیل آخرین مدل شاناما کسی مردها را با قلبشان نمی شناسدقلبی که پشت غرور مردانگی شان پنهان شدهقلبی که بزرگتر از قلب کوچک شماستقلبی که می افتد...از دست ظریفیقلبی که...می شکند...آرام و ب...
ممنوع است - تاریخ: 1396/5/6 ساعت: 17:37
شراب خواستم...گفت : " ممنوع است "آغوش خواستم...گفت : " ممنوع است"بوسه خواستم......گفت : " ممنوع است "نگاه خواستم...گفت: " ممنوع است "نفس خواستم......گفت : " ممنوع است "حالا از پس آن همه سال دیکتاتوری عاشقانه ،با یک بطری پر از گلاب ،آمده بر سر خاکم و به آغوش می کشد با هر چه بوسه ،سنگ سرد مزارم راوچه
ببخشید - تاریخ: 1396/5/6 ساعت: 17:37
ﻣﮕﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ ،ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺭﻭﺡ ﻭ ﻗﻠﺐﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ ،ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ : " ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ " ﻣﮕﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ ،ﻋﻤﺮﯼ ﺭﺍ ﻫﺪﺭ ﺩﺍﺩﻭ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖﻭ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﮔﻔﺖ : " ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻣﯿﮑﻨﻢ " ﻣﮕﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ ،ﻏﺮﻭﺭ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥﺧﺮﺩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ " ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ "ﻏﺮﻭﺭ ﻟﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺑﺰﻧﯽﻣﮕﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ ،ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﮐﺴﯽ ﺯﻭﺩ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﮐﺮﺩﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘ
تنور دلت گرم - تاریخ: 1396/5/6 ساعت: 17:37
. " احمد شاملو "تکیه کلامش بود؛فرق نمی کرد موقع سلام یا وقت خداحافظی ،می گفت"تنور دلت گرم..."معنی این جمله را بعدها فهمیدم ...هرجا که از دلم مایه گذاشتم و اتفاق خوبی افتاد یاد حرفش افتادم .انگار تنور دلت که گرم باشد نان مهربانی اش را می خوریهرچه دلت گرمتر ،مهربانی ات بیشتر و روزگارت آبادتر است.امیدو...
زندگی - تاریخ: 1396/5/6 ساعت: 17:37
زندگی کردن که به همین راحتی ها نیست!باید باشد بهانه هایی که نبودشان نابودت می کند؛مثل خنده های کسی،نگاه خاصی،صدایی،چشم هایی،تکه کلام هایی...اصلا آدم باید برای خودش نیمکت دونفره ای داشته باشدتا گاهی اوقات به آن سر بزند،شب که شد باید شب بخیرهایی را بشنود،باید باشند کوچه ها و خیابان ها و پیاده روهایی ک

برچسب‌های مرتبط

تولدی دوباره | تولدي دوباره | تولدی دوباره در میانسالی | تولدی دوباره کن | تولدی دوباره+فروهر | تولدی دوباره شعر | تولدی دوباره جادوگری | تولدی دوباره جادوگر | تولدی دوباره مجله | تولدی دوباره معتادان